تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه و كيفيت بيان آن ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
* ( بِعِلْمِ الله ) * اى من علم الله . . » و نيز فرمود : « نحويان گفتند : باء در اصل اقتضا دارد كه براى الصاق باشد و براى آن مثال زده‌اند ، به اين كه اگر بگويى » مسحت يدى بالمنديل « يعنى ألصقتها به - دستم را به دستمال چسباندم - معناى ظاهر اين مثال آن است كه چسبانيدن دست به دستمال همهء دستمال را فرا نمىگيرد ، بلكه بعضى از آن به دست ماليده مىشود و در عرف نيز اين گونه استعمال مىكنند ، پس اين اجماع ملازمت دارد بر اين كه باء براى تبعيض باشد . »

كلام علامه طريحى

علامه طريحى در مجمع البحرين ( ج 4 ، ص 195 ) بعد از نقل كلام علامه فيومى مىگويد : « اين تحقيق ( بودن باء براى تبعيض ) خوب و پسنديده است و با مذهب مطابقت دارد . و حديث مشهورى كه زرارة از امام باقر ( ع ) روايت نموده است ، بر اين مطلب گواهى مىدهد . زراره مىگويد : به امام باقر ( ع ) عرض كردم : از كجا دانستى و گفتى مسح به بعض سر و پاها است ؟ حضرت خنديد و در پاسخ فرمود : زراره ، اين فرموده رسول خدا است و در كتاب خدا فرود آمده است . در آنجا كه مىفرمايد : * ( فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ ) * . . ، دانستم كه بايد تمام صورت در وضو شسته شود . سپس فرمود : * ( وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ ) * ، از اتصال دستها به صورت دانستم بايد دو دست هم تا آرنجها شسته شود . سپس فرمود : * ( وَامْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ ) * ، از اين كلام شناختم كه مسح مقدارى از سر كفايت مىكند . بعد گفت : و ارجلكم ، از اتصال ارجل به رؤس شناختم كه مسح بعض آنها كفايت مىكند . پيامبر اين مطلب را براى مردم مشروحا بيان كرد ، ولى آنان آن را ضايع نموده‌اند .

ه - مسح گوشها در وضوء

منشأ اختلاف فقهاى جامعهء اهل سنت در اين كه مسح گوشها فرض است يا سنت ، احاديثى است كه از طريق آنها در اين باره وارد شده است . اما منشأ اختلاف آنان در تجديد آب براى مسح گوشها اين است كه آيا گوشها عضو مستقلى از اعضاى وضو به شمار مىآيند يا آن كه جزء سر هستند . از اين رو آنان كه گوشها را عضو مستقل مىدانند ، مسح آنها را با آب جديد لازم دانسته‌اند ، اما آنان كه گوشها را جزء سر شمرده‌اند حكم به اين جهت نكرده‌اند .