تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار فقه و كيفيت بيان آن ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
حقيقتا واحد نيستند و اراده كردن هر يك نياز به لحاظ جداگانه دارد . اطلاق ، مستلزم نفى قيد زائد است ، نه مستلزم وسعت بخشيدن به دايره لحاظ و وارد كردن حيثيات مختلف در زير پوشش يك عنوان . وسعت بخشيدن به دايره مراد و مفهوم از عهده اطلاق بيرون است و نياز به قرينه خاصى دارد . بنا بر اين واژه نجس نسبت به قذارت معنوى و جسمى اطلاق ندارد و فقط شامل يكى از آن دو مىباشد ، و چنان كه تبيين شد ، مراد از نجاست مشركان ، قذارت معنوى و فكرى آنان است ، نه قذارت جسمى و ذاتى ايشان .

بيان يك نكته

چنان كه قبلا بدان اشارت رفت ، بر فرض كه كسى آيه * ( « إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ » ) * را دليل نجاست ذاتى مشركان بداند ، حكم نجاست ذاتى فقط شامل بت پرستان خواهد بود و گروههاى ديگرى كه در روايات يا آيات ديگر به نوعى واژه شرك در مورد آنان به كار رفته است ( مانند يهود ، نصارى ، مفوضه ، اشاعره ، كراميّه و رياكاران ) مشمول حكم نخواهند بود . چرا كه آيه بيش از مشركان ( بت پرست ) را در بر نمىگيرد . و استناد به آيه براى سرايت حكم به همه گروه هايى كه به لحاظى مشرك ناميده شده‌اند ، استناد به دليلى است كه اخص از مدعا مىباشد . به هر حال منظور اصلى ، در طهارت ذاتى مشركان ، تا بدينجا ايفا گرديد ولى تكميل بحث مستلزم آن است كه حتى بنا بر فرض نجاست ذاتى مشركان ، توضيح دهيم كه واژه مشرك شامل يهود و نصارى و مجوس نمىشود .

تمايز يهود از مشركان

عالمان و صاحب نظران ملل و نحل ، يهوديان را در شمار مشركان نياورده‌اند . ابن حزم ظاهرى ، در كتاب الفصل فى الملل و الا هواء و النحل ( ج 1 ، ص 98 ) مىگويد : « يهوديان در ايمان به برخى انبياء ، از ما مفارقت جسته‌اند » . البته گروهى از يهود كه صدوقيه ناميده مىشوند ، قائل شده‌اند عزيز فرزند خداست . و