يافت وتا اين زمان در ميانِ ايشان باقي است .
فرزندش ، سيد أمير عبد الباقي ، امام جمعه وجماعت پس از وى در أصفهان - كه از اجلّهء سادات فاضل وسرشناسِ روزگارِ خود است - ، از أو روايت مىكند . . .
. . . از جملهء كساني كه بالإجازه از سيد أمير محمّد حسين مبرور مذكور روايت مىكنند ، شيخنا الفاضل زين الدين بن عين علىّ خوانسارى است كه خاتون آبادي - رحمه الله - اجازهء طولانىاش را كه به نامِ « مناقب الفضلاء » معروفاست . . . به أو داده ، وآن اجازتى است بزرگ كه اسمش با مسمّايش ولفظش با معنايش مطابق است ، ونسخهء أصل آن كه به خطِّ نيكوىِ شريفِ اوست ، نزدِ ماست ، وأو آن را در قريهء خاتون آباد ، از قراىِ ناحيهء جى كه از توابعِ أصفهان است ، در زمان محاصرهء سختِ آن به دستِ سپاهيان افغان نوشته است . . .
وى - رحمه الله - در همان فتنه در گذشت وكسى زمان درگذشت ومدفنِ أو را ندانست [ سپس صاحب روضات - أعلى اللَّه مقامه - با تفصيل وتدقيق در حاشية افزوده كه سألها پس از اين تأليف تاريخ وفات خاتون آبادي را شبِ دوشنبه بيست وسوم شوالِ سالِ 1151 يافته ونيز اين را كه پيكر شريفِ أو در جمعهء همان هفته به مشهد مقدّس رضوى - على مشرفه السلام - منتقل شده ] يا تا زمان نادر شاه باقي بود و . . .
. . . علّامهء مجلسي عنايت بسيار به أو داشت واحترام فراوانش مىگذاشت ؛ چنان كه رياست عُظمى وامامتِ جمعه ، بلكه اماراتِ سلسلهء عاليّهء علميه پس از آن مرحوم ، بالتمام بر عهدهء وى قرار گرفت ؛ با آن كه جماعتى كثير از فضلاى سر شناس در آن زمان در أصفهان بودند . اين مناصب جليله تا كنون ، برغم مرور زمان وفتنه هاى روزگار . . . از آن بيت جليل رفيع خارج نگرديده است . . . » « 1 » .
هامش
( 1 ) . روضات الجنّات ، ج 2 ص 360 - 364 .