مثنوى حماسى است در وصف نصير الدين حيدر شاه غازى حاكم لكهنو و نيز تعريف شهر لكهنو . او در مقدمه گويد كه در غره جمادى الثانى 1243 ق وارد لكهنو گشته است . پس از آن به شرف ديدار پادشاه مشرف گرديده و مثنوى حاضر را در مدح وى سروده است .
شاعر ابتدا ديباچه اى به نظم و نثر آورده ( ص 2 - / 10 ) و پس از آن قصيده اى در مدح حضرت صاحب الزمان عليه السلام به فارسى ( ص 17 - / 10 ) ذكر كرده و سپس مثنوى ذو بحرين را شروع نموده است .
در تقريظى كه حكيم اصغر حسين صاحب رئيس فرخ آباد در آخر همين مثنوى نوشته شرح حال مختصرى از وىآورده و او را سيد على اكبر شيرازى متخلص به عارف بن ميرزا عبد الكريم بن شيخ الاسلام ميرزا عبد الحسين بن افقه الفقهاء مير آقا محمد باقر معرفى نموده كه در سال 1243 ق در لكهنو ساكن شده و در عهد نصير الدين حيدر پادشاه به وساطت سبحانعلى خان نائب وزارت و نواب منتظم الدوله مهديعلى خان بهادر وزير به شرف مجلس پادشاه مشرف گرديد و در آخر عهد امجد عليشاه در سال 1261 ق دار فانى را وداع گفت .
آغاز ديباجه : بسمله . الحمد لله الذى خلق اللوح و القلم و علّم الانسان ما لم يعلم اما بعد آمادهء افاضات وجود و آوارهء ديار بود و نمود .
آغاز قصيده مدح صاحب امام صاحب زمان عليه السلام : بسمله . ( شعر )
يكه سوار خيال يك تنه خورشيد سان * از در انديشه راند همچو خور از آسمان
آغاز مثنوى دو بحرين : بسمله . ( شعر )
ساقى از آن آتش خورشيد فن * كاز دم آن سوخته خورشيد و فن
نوع خط : نستعليق .
كاتب : ذكر نشده .
تاريخ كتابت : ذكر نشده .
به اهتمام : منشى پراگ نرائن صاحب مالك مطبع .
توضيحات : صفحهء اول داراى سرلوحه و كتيبه ؛ تمامى صفحه ها جدول دار و اشعار دو ستونى ؛ صفحه هاى زوج ركابه دار ؛ تقريظ حكيم اصغر حسين صاحب رئيس فرخ آباد به نثر و فارسى كه در سال 1304 ق به درخواست فرزند موال ( آقا سيد محمد عباس ) نگاشته و در آن شرح حال مؤلف را مختصر بيان نموده است ( ص 41 - / 38 ) .