آغاز : غزليات ، رديف الف :
خدايا حيرت آئينه ده خاكستر ما را * به تسخير نگه زنجير گردون جوهر ما را
- / مخمسات و ترجيع بند ها و مسدس و مثنوى ( ص 410 - / 330 )
- / مسمط واسوخت ( ص 420 - / 411 )
مسمط مثمنى است در مكتب واسوخت . « 1 »
آغاز :
دوستان سخت به جان آمدم از زارى دل * جان به لب آمده از دست جفا كارى دل
نتوانم كه كنم چارهء بيمارى دل * صرف شد عمر عزيزم به پرستارى دل
پيش از اين چند كشم رنج گرفتارى دل * كيست جز مرگ كه آيد پى غمخوارى دل
من از اين خانه برانداز به جان آمدهام * زين شرر همچو سپندى به فغان آمدهام
- / رباعيات ( ص 424 - / 411 )
- / قطعات و ماده تاريخها ( ص 447 - / 424 )
- / قطعه تاريخ طبع كليات شهيد از مولانا محمد حامد عليخان مصحح ديوان فرزند حافظ غلام عليخان رئيس شاه آباد كه هر دو تلميذ امير الشعراء امير مينايى لكهنويى بودند ، به نظم ( ص 447 ) ؛
- / تقريظ طبع سابق ديوان از منشى سيد جلال شاه صاحب اكبر ملازم اوده اخبار شاگرد خواجه عزيزالدين صاحب عزيز ، به نثر و فارسى ( ص 450 - / 448 ) .
نوع خط : نستعليق .
كاتب : ذكر نشده .
هامش
( 1 ) . « واسوخت » مكتب ادبى است مانند مكتب وقوع كه در آن شاعر به گله و شكايت از معشوق مىپردازد و در نهايت با رها كردن گله و شكايت ، در عشق ثابت قدم مى گردد .