زانو عضوى معروف ، بستن ( مقصود زانو بستن ) : طغراى مشهدى :
زموذيان به دغا بايد انتقام كشيد * كلوخ گفته توان بست زانوى گفتار
و در توضيح نوشته : « زانوى كفتار به گفتن كلوخ بستن » اين مثل است و آنچنان است كه چون كفتار را بينند كلوخ كلوخ گويند و او از ترس از رفتن باز ماند » .
زانو زدن : براى آن سه بيت از سه شاعر آورده بدين ترتيب :
1 . سليم طهرانى :
پادشاه خوبرويان است چندان دور نيست * سرو و شمشاد چمن گر پيش او زانو زنند
2 . ظهورى ترشيزى :
نيفتم به زانو زدن پيش كس * كه زانو زدن در نمازست و بس
در توضيح اين دو معنا آورده : « زانو زدن : به ادب نشستن و سجده كردن » .
3 . هاتفى جامى :
گرفتش به رسم غلامان عنان * كشيدش به دستور زانو زنان
در توضيح آورده : « زانو اسپ كشيدن : اسپ پيش آوردن به تعظيم چنان كه رسم تركان است » .
مؤلف اين اثر را در سال 1292 ق برابر با كلمه ارمغان تأليف نموده است . او براى فرهنگ خود سبك بديعى به كار برده و هر صفحه را به جدول هاى پنج خانه اى تقسيم نموده و در خانهء اول لغات را به ترتيب حروف تهجى ذكر كرده ، خانه دوم براى مصرع اول شعر و خانه چهارم براى مصرع دوم ابيات ، خانه سوم كه بين دو مصرع است حرف صله نوشته شده تا معلوم شود كه فلان لغت يا فلان مصدر و مشتق به حرف فلانى بدين طريق مستعمل است .
آغاز : بسمله . باب زاء معجمه ، فصل الف ، زانو .
نوع خط : نستعليق .
كاتب : ذكر نشده .
تاريخ كتابت : ذكر نشده .