از انجام ناتمام مانده است ، افتادگى از آغاز و انجام ، نستعليق شكسته ، بى كا ، قرن 13 ، جلد : تيماج دورو قهوه اى ، 63 برگ ، بياضى ، 6 سطر ، 7 * 14 سم
ديوان حيدر
( شعر - فارسى )
حيدر تربتى ، قطب الدين ، قرن 7
مجموعه غزليات شاعر به ترتيب حروف آخر ابيات از حرف ( الف ) تا ( ياء ) است و درآخر چند رباعى نيز آورده شده است .
[ نسخه هاى خطى فارسى ، منزوى 3 / 2303 ؛ فهرست مشترك پاكستان 9 / 2064 - 2065 ]
5749 ) نسخه شماره : 1215 - 115 / 7
آغاز :
بر آن رخسار زيبا قطره هاى خوى بدان ماند * كه درآب زلال افتاده باشد عكس آن لبها
تنم را سوخت تبهاى فراق ونوبت جان شد / به جان درمانده ام يا رب چه جان سوز است اين شبها
انجام :
گر زانكه تو راست از حقيقت خبرى * از خود طلب آنچه از كسى مى طلبى
بر ياد نرگس تو كه هستيم مست از او * چندان گريست ديده كه شستم دست از او
افتادگى ازآغاز ، نستعليق ، بى كا ، 2 ذى القعده 980 ، تمامى صفحات مجدول مذهب ولاجورد . ، جلد : تيماج ، قهوه اى ، عطف پارچه ، 58 برگ ، 12 - 13 سطر ، 5 / 11 * 5 / 21 سم
ديوان حيرتى
( شعر - فارسى )
ديوان غزليات شاعر است بدون ترتيب ، شاعر در اشعارش « حيرتى » تخلص مىكند . در يكى از غزلهايش از سكونت در عراق شكايت مىكند و معلوم نيست منظورش عراق عجم است يا عراق عرب آنجا كه گويد :
مرا فراق نگه داشت در ديار عراق * اسير محنت غربت شدم فراق فراق
او از شاعران شيعى گويا دوره آغازين صفويه است و به احتمال زياد اين غزل را در مدح وى سروده است :
تا شاه برافراخت چو خورشيد علم را * بگرفت به شمشير عرب را و عجم را
از فتنه جهان تا زبر و زير نگردد * دادند به او تاج كى و مسند جم را
خواهد بسر شاه فلك قدر فشاند * پروين پى اين گرد كند مشت درم را
ننوشت اگر حرف خلافش ز چه كاتب * از بد جدا مىكند انگشت قلم را
عادل تويى اى شاه جهان كز سر مردم * شمشير تو كوتاه كند دست ستم را
خصمت كه به تنگ آمده از ملك وجودت * پرسد ز خدنگ تو نشان راه عدم را
سنى ز طواف سر كوى تو بود دور * ناپاك چه سان طوف كند گرد حرم را
از خاك كف پاى تو گردون نكشد سر * خوردست به خاك كف پاى تو قسم را