تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه عمومى آيت الله العظمى گلپايگانى قم ( فارسى ) — صفحة 1864

مساهمون:

ص١٨٦٤
نستعليق ، بى كا در برخى صفحات حواشى به چشم مى خورد ، جلد : تيماج ، قهوه اى ، ضربى ، مجدول ، 268 برگ ، 15 سطر ، 14 * 21 سم 5694 ) نسخه شماره : 3575 - 95 / 18 آغاز :
مقدرى نه بآلت بقدرت مطلق * كند زشكل بخارى چو گنبد ازرق
انجام :
گفتا كه چه ام نيست طمع بارى خواه * چندان كه شويم از مسلمانى كاه
نستعليق ، ميرزا حسين على ، چهارشنبه 25 ربيع الثاني 1233 ، عناوين درمتن و حاشيه شنگرف ، درحاشيه تصحيح شده ، اين ديوان بنابر آنچه در پايان همين نسخه ضبط شده ، سيزده هزار و پانصد و چهل بيت مى باشد . ، جلد : تيماج مشكى ، ضربى ، ترنج باسر ، 334 برگ ، 19 سطر ، 15 * 21 سم 5695 ) نسخه شماره : 637 - 107 / 4 آغاز :
بسمله صبا بسبزه بياراست دار دنيا را * غونه كشت زمين مرغزار عقبى را
انجام :
آن شد كه من از عشق تو شبهاى دراز * با همه گله كردمى و با پروين راز
افتادگى از انجام ، شكسته ، نستعليق ، بى كا عناوين شنگرف ، جلد : تيماج قهوه اى مجدول ، 269 برگ ، 18 سطر ، 15 * 21 سم 5696 ) نسخه شماره : 3257 - 37 / 17 انجام :
هر روز به نويى آن بت سلسله موى * جاى دگرى به دوستى درتك و پوى ماهى تو و ماه را چنان باشد خوى * هر روز به منزلى دگر دارى روى
افتادگى از انجام ، نستعليق ، بى كا ، قرن 11 ، جلد : تيماج مشكى عطف تيماج ، 255 برگ ، 14 - 21 سطر ، 17 * 28 سم 5697 ) نسخه شماره : 2055 - 155 / 11 آغاز :
باز اين چه جوانى وجمال است جهان را * وين حال كه نو گشت زمين را و زمان را مقدار شب از روز فزون بود بدل شد * ناقص همه اين را شد وزايد هم آن را
انجام :
زلف پرخم نگار داند ز چشم * شكل جرارهاى اهوازى باشد از روى نسبت وصولت * سوى دشمن چو حمله آغازى
افتادگى ازانجام ، بى كا ، قرن 13 ، جلد : تيماج وعطف تيماج قهوه اى مجدول ضربى ، 257 برگ ، 11 - 12 سطر ، 13 * 20 سم 5698 ) نسخه شماره : 3693 - 23 / 19 انجام :
در چشمه تيغ بى كفت آب مباد * در زلف زره پى كنفت تاب مباد بى ياد مبارك تو در دست ملوك * درآب فسرده آتش ناب مباد
افتادگى ازانجام ، نستعليق ، بى كا ، قرن 12 ، بعضى از اوراق وصالى شده ، جلد : تيماج قهوه اى ، مجدول گرهى ، 354 برگ ، 20 سطر ، 19 * 29 سم 5699 ) نسخه شماره : 2 / 3292 - 72 / 17 آغاز :
ور بايدت انورى و گرنه * غم خور كه هميشه نازوال است بى مايه همى طلب كنى سود * زان گاهى سود كه زيان است