ديوان معزى نيشابورى - - - ) ديوان امير معزى
ديوان مقبل - وقايع الطف
( شعر - فارسى )
مقبل اصفهانى ، آقا محمد ، - 1157 ق
در سوگوارى است . شاعر به روزگار سلطان حسين ( 1105 - 1135 ) مى زيسته ، دريورش افغان به هند گريخته ودرگجرات به سال 1157 درگذشته است .
[ الذريعة 25 / 132 ؛ نسخه هاى خطى فارسى 6 / 4566 و 3 / 2543 ]
5914 ) نسخه شماره : 1941 - 41 / 11
آغاز : واقعه محشر من كلام مقبل عليه الرحمة
دگر هلال محرم زچرخ پيدا شد * لواى تعزيه افتاده بود بر پا شد
انجام :
اگر چه مقبل دل خسته ذليل توام * يقين تو از شهدايى و من دخيل توام
يار مرا گوشه اى شود انعام * همين بس است مر او را والسلام والاكرام
بخشى از ديوان مراثى مقبل است ، نستعليق ، بى كا تمامى صفحات مجدول مذهب ، جلد : مقوا سبز عطف پارچه ، 45 برگ ، 10 سطر چليپائى ، 16 * 26 سم
5915 ) نسخه شماره : 3725 - 55 / 19
آغاز :
محرم آمد و تجديد شد عزاى حسين * رسيد موسم طوفان كربلاى حسين
جهان به تعزيت او نكرد كوتاهى * كشيده اى الف داغ ماه تا ماهى
انجام :
چه مى كنى كه بپرسى زمن گناه مرا * پى چه مى طلبى نامه سياه مرا
بگزار من و در كوثر شراب انداز * كه گفته اند نكوئى كن و درآب انداز
بخش اشعار داستان عاشورا مى باشد ، نستعليق ، محمد جواد بن عبدالباقى ، پنجشنبه 3 ربيع الآخر 1290 ، درصفحه اول مهر بيضوى ( ابراهيم ) ديده مىشود . ، جلد : تيماج مشكى ، ضربى ، ترنج باسر ، مجدول ، 88 برگ ، 15 سطر ، 17 * 23 سم
5916 ) نسخه شماره : 3 / 7643 - 23 / 39
آغاز :
محترم آيد و بر ديدهاى اهل جهان * هلال تعزيه آورد وحى برطوفان
نشاط عليش چه قارون به خاك شد مفقود * به او چه آيد ارض ابلعى نزول نمود
انجام :
خصوص مقبل دلخسته حسين شهيد * كه با حسين تو دارد هميشه روى اميد
غلام را ديت فعل چونكه با مولاست * غرامت گنه او برسيد الشهداست
نستعليق ، بى كا اشعار به صورت چهار ستون نوشته شده است ، جلد : گالينگور قهوه اى ، 35 برگ ، 21 سطر ، 21 * 30 سم
5917 ) نسخه شماره : 3183 - 193 / 16
آغاز :
چه حالت است كه درشهر بند ايجاد است * جهان سراسر از اين غم مصيبت آباد است
خصوص ماتم أم الائمة النجباء * طراز گلشن فردوس حضرت زهرا