بخشى از ديوان مراثى مقبل است .
[ مجلس 37 / 527 ]
5903 ) نسخه شماره : 2 / 5109 - 199 / 25
آغاز :
بگريه گفتش اى نور ديده هاى نبى * سرور سينه صاف محمد عربى
نظر بكن به يتيمان آل پيغمبر * كه مانده اند غريب وحزين و تشنه جگر
انجام :
نداشتم چه بر حضرت تو روى سفيد * عطا نمود به من رحمت تو موى سفيد
چه مو سفيد شدم جانى از ميان بردم * هزار شكر كه آخر به موى جان بردم تمت
نستعليق ، بى كا ، 1179 ، جلد : ساغرى قهوه اى ، 31 برگ ، مختلف سطر ، 10 * 20 سم
ديوان مستوره
( شعر - فارسى )
مستوره
غزليات ، قصايد ورباعيات شاعرى است با تخلص ( مستوره ) ، ازجمله قصيده اى درمدح امام على ( ع ) دارد ونيز مثنوى دراستغاثه كه از چهارده معصوم نام مى برد
[ فرهنگ سخنوران ص 536 ]
5904 ) نسخه شماره : 7615 - 235 / 38
آغاز :
اى نام نكوى تو سر دفتر ديوانها * وى مصحف روى تو زينت ده عنوانها
از رشك لب لعلت كان چشمه حيوانى است * گل خون شده مى بينم غنچه به گلستانها
انجام :
از عشق تو اى نگار اندر نارم * ميسوزم ازين درد و دم اندر نارم
نستعليق ، بى كا ، 1280 ، جلد : تيماج قهوه اى ، 82 برگ ، چليپايى سطر ، 11 * 22 سم
ديوان مستى تبريزى
( شعر - فارسى )
مستى تبريزى ، قرن 13
غزليات ورباعيات شاعرى است با تخلص ( مستى ) كه به گفته نصرت الله فتحى درمقدمه نسخه ، شاعر معاصر با فتحعلى شده قاجار و پدر سلطان محمود ميرزا نويسنده ( سفينة المحمود ) مى باشد .
[ نسخه هاى خطى فارسى ، منزوى 3 / 2524 ( ديوان مستى معاصر ناصر الدين شاه ) ]
5905 ) نسخه شماره : 918 - 8 / 6
آغاز مقدمه : آموخت ما را درس محبت / ايزد ببخشد استاد ما را . . . در دوره بيست و يكم انتخابات مجلس شوراى ملى
آغاز :
گرفتار غم عشق چه گلزارچه دام * ياد آنجا كه بود منزل صياد آنجا
انجام :
در پيش تو نيست مشكلى نيست چه ما * از ياد تو غافليم مشكل اين است
پيداست جهان واندرين پيدا نيست * يك ذره كه از مهر على پيدا نيست