5857 ) نسخه شماره : 1 / 4374 - 94 / 22
آغاز :
فياض چو پرشد زمن اين مسئله گويم * كز علم خبر نيست سيه مست عيان را
تورا كه مهر سپهرى نزيبد اى دلبر * كه همچو ماه شوى يا كم ازخود آن همسر
انجام :
دلگير بود ناله بلبل بى تو * پر دردسر است نشأه مل بى تو
بى تاب بود طره سنبل بى تو * نوبر نكند شگفتى گل بى تو
افتادگى ازآغاز ، نستعليق ، بى كا درپايان نسخه تملك محمد فارقانى 1164 ، جلد : تيماج قهوه اى ضربى مجدول گرهى ، 148 برگ ، 16 سطر ، 5 / 22 * 11 سم
ديوان فيض اصفهانى
( شعر - فارسى )
قصايد شاعرى است از اهالى اصفهان با تخلص فيض ، اين قصايد در پند واندرز و مسائل اجتماعى وطنز سروده شده است .
5858 ) نسخه شماره : 5227 - 107 / 26
آغاز :
به دو ده دل كه جايش بر دلست و برزبان نامش * نشان بى نشانش هر زمان از اين و آن بينى
به حق پيوند وبگسل رفته رفته از خلايق دل / چنان كن كندرينجا خويشتن را درجنان بينى
انجام :
غرق بحر حقيقت است و شهود * خبر از پا و سر نمى دارد
آنچنان مست باده عشقست * كه زهستى خبر نمى دارد
افتادگى از آغاز و انجام ، نستعليق ، گويا به خط شاعر ، قرن 14 ، در وسط نسخه تملك ميرزا محمد كاشى ولد حسينعلى ، جلد : مقوا ، 21 برگ ، 17 * 24 سم
ديوان فيض كاشانى
( شعر - فارسى )
فيض كاشانى ، محمد بن شاه مرتضى ، 1006 - 1091 ق
جمع و ترتيب ديوان غزليات فيض به سال 1102 يعنى 11 سال پس از مرگ وى انجام گرفته است .
[ فهرست سپهسالار 2 / 651 - 652 ؛ فهرست الفبايى آستان قدس ص 265 ؛ الذريعة 9 / 853 ]
5859 ) نسخه شماره : 3129 - 139 / 16
آغاز :
سهل است كنى گر التفاتى * دل بركرم تو بسته اى را
مگذار به دام نفس افتد * ازچنگل ديو جسته اى را
انجام :
عهدى كه با اوبسته ايم روز ازل نشكسته ايم * آن عهد و آن پيمان ما برجاستى برجاستى
گشتيم محو آن جمال دستك زنان دروجد وحال * ازليت قومى يعلمون درجان ما غوغاستى
بخشى از ديوان اشعار فيض كاشانى مشتمل بر غزليات ، افتادگى ازآغاز و انجام ، نسخ ، بى كا جلد : مقوا ، 88 برگ ، 14 سطر ، 11 * 17 سم