شاعر متخلص به ( سليم ) است در گذشته 1057 در كشمير و در 1349 ش به چاپ رسيده است .
[ نسخه هاى خطى فارسى ، منزوى 3 / 2360 ؛ فهرست مشترك پاكستان 9 / 1866 ؛ فهرست مجلس 38 / 364 ؛ مشار فارسي 2 / 2319 ؛ الذريعة 9 / 464 ؛ فرهنگ سخنوران 275 ؛ كتابخانه ملك 2 / 292 ]
5775 ) نسخه شماره : 423 - 43 / 3
آغاز :
بسمله دلا توى كه به كار خودت گزيده خدا * براى عشق بتانت نيافريده خدا
از اين عزيزى خود را قياس كن كه جهان * تو را فروخته چون يوسف خريده خدا
انجام :
ز زاهد آنكه ذوق عشق جويد * كند هى از در مسجد گدايى
سليم افتد چو كارش با رخ من * شراب لعل گردد كهربايى
نستعليق ، محمد عبداللطيف ، پنج شنبه سلخ جمادى الثاني 1228 ، درحيدرآباد دكن جلوس نواب مير محبوب عليخان نظام الملك آصفجاه بهادر ، تخلص شاعر ( سليم ) در ضمن اشعار به شنگرف ، در اول نسخه نوشته شده : ( كتابخانه احمد على عبداللهى نگار ساكن قم ( نوا ) ) ، جلد : پارچه مشكى ، عطف و گوشه تيماج قهوه اى ، 262 برگ ، 13 سطر ، 14 * 5 / 23 سم
ديوان سليمى
( شعر - فارسى )
سليمى
اشعارى است درمدح ومنقبت ائمه اطهار ( ع ) ، خصوصاً امام على ( ع ) از جمله تركيب بندى است درمدح آن حضرت كه اين بيت درهربند تكرار مىشود :
كيست ميدانى وصى نفس خير المرسلين * شاه مردان حيدر صفدر اميرالمؤمنين
و نيز قصيده اى كه داستان حضرت امام زين العابدين ونان جو دادن به سايل وگوهر يافتن سائل را به شعر كشيده است .
[ فرهنگ سخنوران ص 276 ]
5776 ) نسخه شماره : 7817 - 197 / 39
آغاز :
اين جماعت جز تو و قوم تو ضالند و مضل * باشد از توفيق حق آريم شان در انقضا
شاه چون بشنيد گفتا نيست اكنون وقت اين * گرچه ازاخلاص ميگويى كه رحمت بر توباد
انجام :
شاه را گفت اين غلامت را * بيع كن زود و زر زمن بستان
افتادگى ازآغاز ، نستعليق ، بى كا جلد : مقوا ، عطف گالينگور قهوه اى ، 22 برگ ، 13 سطر ، 12 * 19 سم
ديوان سهراب فراق ديلمانى
( شعر - فارسى )
سلماسى ، ميرزا سهراب ، قرن 14