تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه عمومى آيت الله العظمى گلپايگانى قم ( فارسى ) — صفحة 1769

مساهمون:

ص١٧٦٩
و چون به سال 571 وفات يافت برادر وى قزل ارسلان جاى او را گرفت واو نيز به سال 587 در رختخواب كشته شد و شروع به نظم اين كتاب را سال جلوس طغرل ( ص 15 چاپ وحيد ديده شود ) و انجام آن را به سال 576 معين نموده و برحسب شماره دقيق درحدود ( 4914 ) بيت شعر مى باشد و خواهر دانشمند نگارنده ( رضيه - حدائق ) اين كتاب را به نام « افسانه شيرين » نثر كرده اند . 3 - ليلى و مجنون ، اين داستان از حكايت هاى عاشقى اعراب مى باشد و در ايران پس از نفوذ آنها انتشار يافته و نظامى چنان كه در ابتداء اين كتاب تصريح نموده ، انشاء و نظم آن بر حسب امر كتبى شروانشاه اخستان بن منوچهر ( جلال الدين ابوالمظفر ) بوده و نيز خود وى شماره ابيات آن را بيش از چهار هزار و سال نظم را به سال 584 معين نموده و برحسب شماره دقيق نگارنده درحدود ( 4450 ) بيت است . آغاز :
اى نام تو بهترين سرآغاز * بى نام تو نامه كى كنم باز
4 - هفت پيكر اين كتاب در شرح حالات رزمى و بزمى بهرام گور مى باشد و بنام علاءالدين گرپ ارسلان پادشاه مراغه موشح گرديده و چنان كه در آن كتاب تصريح شده به سال 593 به انجام رسيده
( از پس پانصد و نود سه فزان * گفتم اين نامه را چو ناموران )
و شماره ابيات آن با محاسبه دقيق درحدود ( 4577 ) شعر مى باشد . آغاز :
اى جهان ديده بود خويش از تو * هيچ بودى نبوده پيش از تو
5 - اسكندرنامه اين كتاب در داستان اسكندر و دو جزء مى باشد ، بخش اول را چنان كه دراوائل كتاب است شرفنامه ناميده
( از آن خسروى مى كه درجام اوست * شرف نامه خسروان نام اوست .
ونيز گويد : شرف نامه را فرخ آوازه كرد حديث كهن را به دو تازه كرد ) و آن را به اتابك نصرة الدين ابوبكر پسر محمد جهان پهلوان تقديم داشته و در ج 4 روضة الصفا در آخر سلاجقه روم اين اتابك را معرفى نموده و گويد پس از عموى خويش قزل ارسلان ( درص 289 ج 4 شذرات نوشته شده كه به سال 587 در رختخواب خود كشته شد ) بيست سال به حكومت اران و آذربايجان قيام نمود و درسنه 607 درگذشت انتهى . آغاز شرفنامه :
خدايا جهان پادشاهى تراست * زما خدمت آيد خدائى تراست .
درآخر بعضى از نسخ خطى و نسخ چاپى ( جز چاپ هند ) اين دو بيت :
( بتاريخ پانصد نود هفت سال * كه خواننده را زو نگيرد ملال نوشتم من اين نامه را درجهان * كه تا دور آخر بود جاودان )
كه سال نظم را معين مىكند موجود و دراواخر شرفنامه ناتمام بودن آن را نيز تذكر داده
( چو از نيمه نامه پرداختم * سريرى ببالين او ساختم ) .
و بخش دوم به اقبال نامه و خردنامه مشهور گرديده ، تسميه آن به خردنامه ظاهراً اين است كه بيت اول از خرد صحبت داشته ولى اقبال نامه بودن آن ناشى از بيانى است كه درآخر اين
فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه عمومى آيت الله العظمى گلپايگانى قم ( فارسى ) — صفحة 1769 | على صدرائى خوئى