3372 ) نسخه شماره : 4571 - 91 / 23
آغاز : ضربنا للناس وهذه القرآن من كل شيء ودرود نامعدود از معبود نامحدود بر روح پرفتوح مصدوقه انا ارسلنا شاهدا .
انجام : آورده اند كه در آذربايجان زرگرى و نجارى با هم دوستى داشتند نجار شفيق نام داشت . . . حاكم دو اسب با دوغلام رومى از خاصه پادشاه به آن دو كس داد و از پى بتان فرستاد و چون پاسى از شب
بخشى از آغاز كتاب ، افتادگى از آغاز و انجام ، نستعليق ، بى كا ، قرن 13 ، تمامى صفحات مجدول مرصع محرر ، جلد : مقواى صورتى ، 29 برگ ، 12 سطر ، 15 * 21 سم
جامع الجوامع - - - ) قصص الانبياء و الائمه
جامع الحكايات
( داستان - فارسى )
داستانهاى مختلفى است از پيشينيان از جمله : اصمعى ، ابودردا ، شبلى ، داستان يوسف ( ع ) . . . .
3373 ) نسخه شماره : 2 / 1992 - 92 / 11
آغاز : بسمله حكايت اصمعى گويد كه در باديه مى رفتم سياح را ديدم كه از پس درخت خارى بيرون جست وتيغ تيز كشيد
انجام : لطيفه : شيخ ابو اسحاق شهريار كه مقدم اصحاب طريقت بوده . . . گفته اند به مجرد ديدن او دوازده هزار بيگانه مسلمان شدند و چهار هزار فاسق توبه كردند .
نسخ و نستعليق و تحريرى ، بى كا ، قرن 13 ، جلد : تيماج مشكى ، 28 برگ ، 17 سطر ، 18 * 23 سم
جامع الحكايات
( داستان - فارسى )
بخشى از كتاب مفصل داستانى است ( گويا جامع الحكايات عوفى يا الف ليل وليلة ) دراين بخش اين دو داستان مندرج است : 1 - داستان بنايى كه درشهر بم كرمان بوده و از شهر بم به شهر كواشير رفته و براى او كوشكى مى سازدو . . . . 2 - داستان فضل الله بن ربيع با هارون الرشيد كه درنسخه با عنوان حكايت سيم در قصه جوان آمده است .
3374 ) نسخه شماره : 3 / 2221 - 111 / 12
آغاز : آورده اند كه در روزگار سابق در حد كرمان در شهرى كه او را بم خوانند بنايى بزرگ بود و استادى چابك دست چنان كه در همه عالم بمهندسى مثل خود نداشت و نام او در همه عالم منتشر بود .
انجام : خوانى لطيف ترتيب داده بودند از نعمت وطعامهاى گوناگون چون از طعام خوردن فارغ شدند آفتابه زرين بياوردند .