صاحب جنگ به خط خود نوشته اند . اسامى كسانى كه يادداشت در اين بخش نوشته اند عبارتند از : فقير معتمد ، شمس الملوك 1334 ق ، حسن صدرائى ، حجة الاسلام ، ميرزا على عنقايى 1337 ق ، هاشم حيدرى ملقب به اعتضاد ، سيد فضل الله واعظ شيرازى ، عبدالكريم شمسا و چند نام ناخوانا
3776 ) نسخه شماره : 2977 - 217 / 15
آغاز :
به كوى يار مرا بار به گل افتاده * فتاده بار من اما به منزل افتاده
گمان مدار خلاصى دل از آن سرزلف * كه با هزار جنون در سلاسل افتاده
انجام : صفحه ديگرى را با قلم نارساى خود بيارايم وبيت اين است :
دور دستان را به احسان يادكردن همت است * ورنه هر نخلى به پاى خود ثمر مى افكند
شكسته ، نستعليق ، بى كا ، قرن 14 ، جلد : تيماج قهوه اى ، 78 برگ ، 15 - 16 سطر ، 10 * 17 سم
جنگ اشعار فارسى
( شعر - فارسى )
جنگ اشعارى است كه در سده 14 تدوين شده و شاعر درآن اشعار شاعران پارسى گوى و نيز شاعران معاصر خود را جمع آورى نموده ( كه از اين جهت اهميت دارد ) نام شاعرانى كه شعرشان در اين جنگ آمده عبارتند از :
صادق ملا رجب ، مجلس شهادت هارون ولايت ، حسين نوقانى ، يغماى جندقى ، رضا نوغانى ، سنايى ، هماى شيرازى ، ترجيع بند نوربخش ، ترجيع بند هاتف ، ترجيع بند ناصر خسرو و نعمت الله ، نظامى ، شيخ بهايى ، مولوى ، رباعيات ابوسعيد ابوالخير ، ترجيع بندصفى عليشاه و شاه صفى ، نورعليشاه ، وحشى ، قرة العين ، قصيده اى از منصور در مدح شاه ، در مدح مصطفى خان ، صادق ملارجب ، عباس شيخ الاسلام زاده متخلص به مونس ، دهقان محمدحسين خان بختيارى متخلص به پژمان ، اثيرى ، طوفان ، جامى ، كوكب خراسانى منشى باشى طبرستانى ، مايل ، وحيد دستگردى ، هجرى تفرشى ، ميرزا نصير خيام ، مغربى ، قاآنى ، مشتاق ، سائل ، رفيقى ، شاطر عباس ، دهقان جودى ، شوقى ، طبيب ، عاشق ، محتشم ، شيخ بهايى ، رضى الدين نيشابورى ، صافى اصفهانى ، شاهى سبزوارى ، راغب اردبيلى ، ذوقى اردستانى ، عريانى همدانى ، ملك الشعراء ، رباعيات بابا طاهر عريان ، فرمانفرما ، غزل آقا مير سيد على شيرازى اوحدى ، آقا مجتهد ، حبيب اللهى در نصب شيخ الاسلام به رياست بلديه اصفهان ، تصنيف هاى عارف ، ابوعطا منقليه ميرزا ابوالقاسم خان ، يغماى جندقى و غزلى كه جواى موقع توپ بستن مسجد شاه زمان حكومت اقبال الدوله به اصفهان .
3777 ) نسخه شماره : 4263 - 183 / 21
آغاز :
صائب : زخار و زار تعلق كشيده دامان باش * زهرچه مى كشدت دل از اوگريزان باش
قد نهال خم از بار منت ثمر است * ثمر قبول مكن سرو آن گلستان باش
انجام :
در كوى تو گرد فتنه انگيختنى است * در روى تو آبروى ما ريختنى است