داده ، امرى را كه من به انجام آن دستور داده يا از آن نهى فرمودهام بر او عرضه كنند و او بگويد : نميدانم ! من آنچه را كه در كتاب خدا ببينم عمل ميكنم ! !
جملهء آخر حديث بالا در « مسند » احمد چنين آمده است :
من اين را در كتاب خدا نديدهام ! !
2 - در « سنن » ابى داود ،
« كتاب خراج باب تعشير اهل ذمه » از قول « عرباض بن ساريه » « 1 » آمده است كه گفت :
ما با پيامبر خاتم وارد خيبر شديم ، در حالى كه چند نفر از اصحاب ، رسول خدا را همراهى ميكردند ، رئيس خيبريان كه مردى سخت خشن و عصبانى به نظر ميرسيد قدم پيش گذاشت و گستاخانه به رسول خدا گفت :
اى محمّد ! اين درست است كه حيوانات ما را بكشيد ، و ميوههاى ما را بخوريد و زنان ما را آزار برسانيد ؟ !
پيامبر خدا ( ص ) از اين موضوع سخت خشمگين شد ، پس
هامش
( 1 ) . ابو نجيح ، عرباض بن سارى سلمى ، از رسول خدا 31 حديث روايت كرده و اصحاب صحاح به جز « بخارى و مسلم » هم آنها را نقل كردهاند . عرباض در سال 57 هجرى يافت ابن زبير رخث از جهان بربسته است . « اسد الغابه » 3 / 399 . « جوامع السيره » ص 281 ، « تقريب التهذيب » 2 / 17 .