فلانى شب هنگام نزد من آمد ، و اصل معنى « طرق » كوبيدن است ، و به همين جهت چكش را مطرقة مىخوانند ، و راه را بدان سبب « طريق » مىخوانند كه در زير پاى راه روندگان بر آن كوبيده مىشود . و « طارق » به معنى آيندهء در شب است كه نيازمند به كوبيدن در خانه دارد .
2 [ الدافق ] : دفق ريختن آب با قوت است ، و دفع نيز مثل آن است . و در مفردات راغب آمده است : ماء دافق ، يعنى جريان كنندهء با سرعت . و به همين گونه آب مرد به نيرو در زهدان زن مىريزد .
7 [ الترائب ] : دندههاى سينه است .
9 [ تبلى السرائر ] : يعنى آشكار مىشود ضميرها و اسرار ؛ و « بلى الثوب » يعنى جامه كهنه شد ؛ و بلوته به معنى آزمايش و امتحان كردم آن را است ، كه گويى از كثرت آزمايش كهنه و فرسوده شده . و در روز قيامت سرائر و رازها آزمايش مىشود تا شرّ و خير آنها آشكار شود .
11 [ الرجع ] : باران است ، به سبب آن كه مىآيد و باز مىگردد و تكرار مىشود .
12 [ الصدع ] : به معنى شكاف است و صدع زمين شكافته شدن آن بر اثر بيرون آمدن گياه و درخت از آن است .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 9
مساهمون: احمد آرام
ص٩