در بعضى از روايات آمده است كه : آنان در گوشهاى از جهنم درى را به طرف بهشت مىيابند و براى نزديك شدن به آن تلاش مىكنند و چون به آن نزديك مىشوند آن در بر روى آنان بسته مىشود .
/ 64 كار كردن و رنج ديدن آنان به هر صورتى كه بوده ، اگر يك دهم از آن را در دنيا به كار درست و رنج ديدن از آن مصرف مىكردند ، براى ايشان كفايت مىكرد و بهشت و نعيم آن بهرهء ايشان مىشد .
[ 4 ] پايان كار اين گروه زيانكار چگونه است ؟ آتش سوزنده است كه مستقيما گرمى آن را بدون مانعى مىچشند ، مگر در دنيا به فسق و فجور نپرداختند و به هيچ وجه در آن به انديشهء آتش دوزخ و پرهيز كردن از آن نيفتادند .
«
تَصْلى ناراً حامِيَةً
- به آتش سوزنده مىرسند و آن را مىچشند . » صلى بالنار يعنى ملازم آتش و به آن سوخته شد ، و حامية يعنى بسيار گرم .
شايد از آن سبب همهء اين صفات ذكر شده است تا ديگر آتش تأويل را بر نتابد ، و بعضى بگويند كه آتش نمىسوزاند ! يا ميان آن و آدمى حجابى است ! هرگز . . . گريز از آن و سوزندگى آن هرگز به هيچ وجه ميسر نخواهد بود .
[ 5 ] شدت گرما و پيوستگى سوخته شدن به آتش ، اهل دوزخ را گرفتار تشنگى جانكاه مىكند و خواستار آن مىشوند و مدت هزار سال آن را به ايشان نمىدهند و پس از آن به چشمهء آبى جوشان هدايت مىشوند .
«
تُسْقى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ
- از چشمههاى بسيار داغ به ايشان مىنوشانند . » آبى كه به منتهاى درجهء گرمى رسيده است ، و گفتهاند : آبى است كه دوزخ از آغاز آفريده شدن خود آن را گرم كرده است براى نوشيدن آب به اين چشمه راهنماييشان مىكنند كه نوشابه و جاى نوشيدنى بسيار بد است .
[ 6 ] و چون خواستار خوراك شوند ، چيزى به آنان داده مىشود كه تلختر از صبر است و ضريع نام دارد .
«
لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ
- خوراكى جز ضريع ندارد . » خوراكى است كه خورندهء آن از شدت زبرى و تلخى و گندناكى به تضرّع