شناخت سودمندى يا عدم سودمند واقع شدن آن سبقت دارد ، پس شرط براى بيان فايدهء پند است نه اصل آن ، و اين از سياق آينده آشكار مىشود .
/ 47 [ 10 ] پند و به ياد آوردن براى همه است . موعظهاى براى مؤمن است و اتمام حجتى براى كافر ، و دليل آن است كه مؤمن از آن پند مىگيرد ، در صورتى كه شقى و غير مؤمن از آن اجتناب مىكند .
«
سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى
- آن كس به زودى پند مىپذيرد كه بترسد . » ترس ميراث معرفت است ، پس آن كس كه دربارهء آينده نينديشد و فهم خود را به كار نيندازد ، آمادهء آن نمىشود ، و به همين سبب به جستجوى آنچه براى آن سودمند است برنمىخيزد ، و از آنچه به آن زيان مىرساند پرهيز نمىكند .
از همين رو ترس و خشيت كه فعل خود انسان است ، شرطى براى سودمند بودن پند قرار داده شده ، تا بدانيم كه ناكوشيده نبايد منتظر هدايت باشيم . آرى ، اگر يك گام به سوى خدا پيش روى ، پروردگار رحمت با فضل خود گامها به سوى تو خواهد آمد .
[ 11 ] اما كافرى كه در شقاوت و سخت دلى به درجهاى رسيده كه درهاى معرفت بر روى او بسته شده ، از تذكره و پند دورى مىجويد .
«
وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى
- و آن كه شقيتر است از آن اجتناب مىورزد . » پس از آن مىگريزد كه گويى به زيان او است ، و در برابر آن مانعهايى قرار مىدهد تا به او نرسد ، و در پيرامون صاحب تذكره تهمتهايى از خود مىسازد تا خود را قانع كند كه حق با او است ، و او اشقى است از آن جهت كه اميدى به درمان شدن او نمىرود ، و اگر شقاوت او از اين كمتر مىبود ، از پند در بعضى از ساعتهاى زندگى بهرهمند مىشد .
[ 12 ] و چنين انسانى شايستگى چيزى جز آتش را ندارد ، بدان سبب كه همهء عناصر نيكى را در وجود خود از ميان برده است .
«
الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى
- كه به آتش بزرگتر درخواهد آمد . » و آن همچون آتشى نيست كه در دنيا آن را مىبينيم . سختتر و ماندنىتر