بدين گونه خدا به ما فرمان داده است كه تنها به او پناه بريم ، و از التجاى به آنها خوددارى ورزيم / 457 و اين مطلب را به صراحت بگوييم ، گفته است :
«
قُلْ
- بگو : » اى كافران ! در آن هنگام كه شما به مردم و شركاى فرضى خدا و جادوگران و كاهنان و جن و نظاير اينها پناه مىبريد ، من «
أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
- به خداوند همهء آفريدهها پناه مىبرم . » مىپرسيم كه اولا : مفردات استعاذه و شروط آن چيست ؟ ثانيا فلق يعنى چه ؟ استعاذه حالتى نفسانى است كه مايهء آن ترسيدن از خطر است و اعتماد داشتن به آن كس كه از او پناه خواسته شده ، و علاوه بر آن تمرينى براى جلب خرسندى شخصى است كه از او پناه مىطلبيم ، و از اين گذشته ، مطمئن بودن به اين امر كه تنها او قادر به دفع خطر و نجات دادن ما است .
اما دربارهء معنى فلق اختلاف فراوان است : بعضى گفتهاند كه آن چاهى در جهنم است كه دوزخ به آتش سوزان است - پناه بر خدا از آن ، و بعضى ديگر آن را صبح يا زمين مطمئن يا كوهها يا صخرهها دانستهاند ، ولى بهترين قول در معنى آن كلام جامعى است كه مىگويد : معنى آن همهء آفريدههاى خدا است ، بدان سبب كه خدا مىگويد :
أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما
. « 1 » و رب الفلق : آن كس است كه دانه را شكافت ، و صبح را شكافت ، و كوهها را با نهرها شكافت ، و آسمانها و زمين و همه چيز را شكافت و آشكار كرد .
[ 2 ] آيا آنچه خدا آفريده ، خير مطلق است يا شر مطلق ، يا در هر چيزى مقدارى از اين است و مقدارى از آن ؟
/ 458 بعضى گفتهاند : چگونه خدا كه خير گسترده است شر مىآفريند ؟
و ديگران گفتهاند : هستى حالت غضب الاهى و بنا بر اين شر مطلق است !
هامش
( 1 ) - الانبياء / 30 .