اخلاص از او پرسش كرده بود ، چنين گفت : «
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
بدون تأويل عدد ، الصّمد بدون تبعيض بدد ( توانايى ) ، لم يلد كه وارثى هلاك شونده باشد ، و لم يولد تا شريكى براى خدا باشد ، و هيچ يك از آفريدگانش همتاى او نيست » . « 12 » هنگامى كه او - عليه السلام - در توصيف پروردگار خويش سخن مىگفت ، يكى از شنوندگان پرسيد كه : معبود كجا است ، و او در جوابش گفت :
« به او گفته نمىشود كه : كجا است ؟ بدان سبب كه او به كجا كجايى بخشيد ، و گفته نمىشود : چگونه ؟ زيرا كه او به چگونه چگونگى داد ، / 450 و گفته نمىشود كه ما هو ( او چيست ؟ ) چرا كه ماهيت را او آفريد ، منزه است خداى بزرگ كه زيركان در گردش امواج عظمت او گم شدهاند ، و عاقلان از يادآورى ازليّت او ناتوان ماندهاند ، و خردها در افلاك ملكوت او دچار حيرت شدهاند » .
و نيز او - عليه السلام - گفت : « از آن بپرهيزيد كه كسى را به پروردگار تشبيه كنيد كه همانندى ندارد ، يا به وهم دربارهء او سخن گوييد ، يا فكر را براى شناخت او به كار اندازيد ، و براى او مثل بزنيد ، يا او را به صفات آفريدگانش توصيف كنيد ، كه هر كس چنين كند سزايش آتش است » . « 13 »
هامش
( 12 ) - بحار الانوار ، ج 3 ، ص 298 .
( 13 ) - همان جا .