و در اين كار به نتيجهاى نرسيدهاند ، و هدف آنان به خدمت گرفتن نام دين و شعارهاى آن براى ادامه دادن به تبهكارى و ستمگرى خويش و پوشاندن آن در زير پوشش شرعيت و تدين بوده است ، و مردان خدا استوار در برابر اين تلاشها به يارى خدا و على رغم آزارهاى گوناگون ايستادگى كردهاند .
اين سوره كه بر اهميت آن نصهاى شرعى فراوان وجود دارد ، سند بيزارى محكمى از مشركان و سد استوارى در برابر تلاشهاى ايشان براى تأثير گذاشتن در جامعهء ايمانى به شمار مىرود .
/ 407 تكرار آيات نفى براى مؤكد ساختن اين بيزارى و جدايى است ، و از عادات اعراب تكرار تأكيد است ، چنان كه شاعرى گفته است :
يا أقرع بن حابس يا أقرع * إنك إن يصرع أخوك تصرع
و در حديث به جا مانده از امام صادق - عليه السلام - در سبب نزول و تكرار آن چنين آمده است : « قريش به رسول اللَّه گفته : يك سال خدايان ما را مىپرستيم و يك سال خداى تو را ، و يك سال خدايان ما را مىپرستيم و يك سال خداى تو را » ، پس خدا به مانند ايشان پاسخشان داد و در برابر « يك سال خدايان ما را مىپرستيم » گفت :
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ * لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ
، در برابر « يك سال خداى تو را مىپرستيم » گفت :
وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ
، و در برابر « يك سال خدايان ما را مىپرستيم » گفت :
وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ
، و در برابر گفتهء ايشان كه « يك سال خداى تو را مىپرستيم » گفت :
وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ * لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ
. « 2 »
هامش
( 2 ) - نور الثقلين / ج 5 ، ص 688 .