مسلط بر بندگان خدا ، و از ارزشهاى فاسدى كه در نفس احساس مىشود ، و از رفتار فاسدى كه زندگى مردمان را آلوده مىسازد ، اين بيزارى خودمان را واضح و صريح نشان دهيم .
«
قُلْ
- بگو ، » .
با كمال وضوح بگو ، بدان جهت كه كلمهء نمايندهء طرد گاه اثرى شديدتر از خود طرد دارد ، بدان سبب كه به ديگران جرأت مبارزهء با آن را مىبخشد يا بسيار كسان وجود دارند كه در سرّ ضمير خود با يك حكومت جبّار و ستمگر مخالفند ، / 403 ولى شمارهء كسانى كه اين مخالفت خود را آشكار مىسازند اندك است . و خدا به ما فرمان مىدهد كه اين مخالفت را آشكار و به صورت خطابى متوجه به همهء كافران حاضر و غايب نشان دهيم .
«
يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ
- اى كافران ! » اين دادن گواهى و شهادتى است كه خدا به ما فرمان آن را داده است ، و از بالاى منبرها و در هنگام نماز گزاردن و در پايان انجام دادن فريضههاى خويش آن را تكرار مىكنيم : شهادت دادن به توحيدى است كه آشكارا به معنى طرد كردن انبازان و شركاى خدا است ، و نيز بيان كنندهء حضور در ميدان مقابلهء با آن شركا و سپس مبارزهء فراگير با آنها به شمار مىرود ، زيرا كه شركا به صورت شبحها يا نظريهها نيستند ، بلكه همچون حقايقى سنگين جلوهگر مىشوند كه بر روى زمين با جبروت و فساد راه مىروند و بنا بر اين گواهى دادن به طرد آنها به معنى حاضر شدن در ميدان مبارزهء با آنها محسوب مىشود .
[ 2 ] طرد و انكار اجتماع جاهلى و فرو ريختن هويت ستمگر آن ، جز با طرد مقدمات و ارزشهاى آن و چيزهايى كه به جاى خدا پرستيده مىشود ، يعنى رفض تقديس پدران يعنى جمود و تقليد ، و تقديس سرزمين و مصالح خانوادگى و قبيلهاى و حزبى و قومى ، و كنار گذاشتن فرهنگها و شريعتهاى باطلى كه پردهء قدسيت بر روى آنها كشيده شده ، ميسر نخواهد شد . هرگز . . .
«
لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ
- آنچه را كه شما مىپرستيد من نمىپرستم . »