شما همچون مثل مردى است كه آتشى افروزد ، و چون ملخها و پروانهها در آن افتند ، آنها را از آن بيرون آورد ، و من مىخواهم شما را از آتش بيرون بياورم و شما از دست من فرار مىكنيد » . « 1 » حالات گوناگون و تدريجى اين كيفيت را ، همچون در آيات مشابه گذشته ، سياق قرآن به ما عرضه مىدارد .
[ 5 ] بيشتر آنچه در دنيا است و هم و خيال است ، و در سراى ديگر و هم متلاشى مىشود ، بلكه حتى حقايق دنيا نيز بر چنين صورتى در مىآيد ، و چنان است كه كوههايى كه آنها را ثابت تصور مىكنيم همچون پشم زده و پراكنده شده به نظر مىرسند كه باد آنها را به حركت در مىآورد .
/ 304 «
وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ
- و كوهها همچون پشم زده و الياف آن از هم جدا شده است . » و معلوم مىشود كه كوهها حالات گوناگونى پيدا خواهد كرد كه سياق يكى از آنها را به ياد ما مىآورد كه در آيات مشابه ذكر آن گذشت .
[ 6 ] آرى . انسان در آن روز از يك چيز بهرهمند مىشود كه در ميان مردمان به او ارزشى مىدهد ، و آن عمل صالح او است كه اگر كفهء آن بچربد زندگى نيكو خواهد داشت .
«
فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ
- پس آن كه كفهء ( نيكيها ) در ترازوى او سنگينتر باشد ، » پيداست كه مقصود از موازين افعالى است كه توزين مىشود نه خود دو كفه و زبانه ، و بعضى گفتهاند : مقصود از موازين حجتها و براهين است و به اين گفتهء شاعر استناد كردهاند كه :
قد كنت قبل لقائكم ذا مرة * عندى لكل مخاصم ميزانه
پيش از ملاقات شما نيرومند بودم * و مرا براى هر حريفى حجتى بر ضد او بود .
هامش
( 1 ) - القرطبى ، ج 20 ، ص 165 .