تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
سبب كه دايم چنان احساس مىكند كه حق او بيش از آن است كه به او داده شده ، و به همين سبب با انفاق به سپاسگزارى نعمتهاى خدا بر نمىخيزد ، و در حديث به جا مانده از رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه و آله - آمده است : « كنود كسى است كه تنها مىخورد ، و از بخشش آن جلوگيرى مىكند ، و بندهء خود را مىزند » . « 3 » [ 7 ] و كفران و جحود و بخل و ديگر صفات بدى كه كلمهء كنود همهء آنها را در خود جمع دارد ، حقايقى است كه انسان به وجود آنها در خودش معترف است ، پس مسئوليت رهايى نفس از آنها بر عهدهء خود شخص است ، و نمىتواند با تشبث به نادان بودن خود را از مسئوليت برهاند : «
وَ إِنَّهُ عَلى ذلِكَ لَشَهِيدٌ
- و او خود بر اين گواه است . » چنان كه در جاى ديگر خداوند متعال گفته است :
بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ * وَ لَوْ أَلْقى مَعاذِيرَهُ
. « 4 » و بعضى گفته‌اند كه معنى آيه چنين است : هر آينه خدا بر اين گواه و بينا است ، چون سياق از انسان سخن مىگويد ، شايسته‌تر بازگشت ضمير به خدا است . [ 8 ] ولى چرا آدمى از كنودت و بخل نفس خود خلاص نمىشود ؟ بدان سبب كه بسيار دوستدار خير و مال است ، و از شدت اين دوستى مىبينيم كه نسبت به آن بخل مىورزد و با انفاق كردن آن در راه خدا به سپاسگزارى نمىپردازد . / 294 «
وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ
- و او سخت خير يعنى مال بسيار را دوست مىدارد . » دوستى مال به ذات خود فضيلت است ، ولى اگر اين دوستى از آدمى شديد شود ، به صورت يك رذيلت در مىآيد ، چه بر دوستى خدا و رسولش طغيان مىكند و آدمى اين خير ( مال ) را بر آخرت كه خير حقيقى است ترجيح مىنهد . ولى اين خيرى كه مرگ در هر لحظه آن را تهديد مىكند ، چگونه مىتواند
هامش
( 3 ) - القرطبى ، ج 20 ، ص 160 . ( 4 ) - قيامت / 14 و 15 .