/ 288
آدمى نسبت به پروردگار خود ناسپاس است
شرح آيات :
[ 1 ] براى آن كه از بزرگوارى مجاهدان در نظر خدا ، و از بزرگ بودن نقش اسبهاى ايشان كه در راه او تاخت و تاز مىكنند آگاه شويم ، خدا به آنها سوگند ياد مىكند ، بدان سبب كه نور اسلام را به همهء آفاق حمل مىكنند ، و گزيدهء بندگان خدا را كه خودشان را وقف پراكنده كردن دعوت او كردهاند ، بر پشت خود به اين جا و آن جا مىبرند .
«
وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً
- سوگند به اسبهاى مجاهدان كه بانگ در گلو افكنده تازان پيش مىروند . » چنان مىنمايد كه كلمهء « عدو » در اصل گذشتن و تجاوز از حد بوده ، و دشمن را از آن روى عدوّ ناميدهاند كه در عملكرد خود از حد تجاوز مىكند ، و عدوان يعنى تجاوز از حد نيز از همين ماده است ، و منتها درجهء تندى در راه رفتن را نيز به همين سبب عدو مىنامند .
لذا اسبان دونده را ، با اشتقاق از عدو ، عاديات مىگويند ، و در اين جا عدو به معنى دور كردن پاها در ضمن حركت سريع است .
/ 289 اما ضبح را گفتهاند كه به معنى دم زدن به نيرو است ، و به قولى حمحمهء اسبان است ، و به نظر من مقصود از آن دگرگون شدن حال و رنگ است ، و چون رنگ كسى تغيير كند ، مىگويند « انضبح لونه » ، و شايد خاكستر را نيز بدان سبب ضبح مىخوانند كه رنگ آن با رنگ چيزى كه اصل آن بوده متفاوت است ، و چنين است در اسبان دونده كه براى آنها تغيير حال و رنگ و حمحمه حاصل مىشود ، و در