ابتلاء است و آنها را بر خدا براى همهء مردم مقدر مىسازد .
«
جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً
- پاداش آنان در نزد پروردگارشان بهشتهاى هميشگى است كه از پاى درختان آنها نهرهاى آب جارى است و هميشه در آنها باقى خواهند ماند . » آيا اين براى آن نيست كه طينت ايشان به صلاح رسيده و به همين سبب اهل بهشت شدهاند و هميشه در آن باقى خواهند ماند ، چرا كه بهشت خود نيز / 268 صلاح است و براى اهل صلاح آماده شده ، و بزرگتر از بهشت خرسندى خدا است كه قلبهاى ايشان را از رضا و آرامش و نور پر مىكند .
«
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
- خدا از ايشان خرسند است و آنان از خدا خرسندند . » چگونه آدمى به درجهء رضوان مىرسد ؟ با شناخت خدا و ترس داشتن از او كه ميراث شناخت او و علامت نزديكى به او و گواه برداشته شدن پردههاى گناه ميان او و ايشان است .
«
ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ
- اين از آن كسى است كه از پروردگار خود بترسد . » و به همين سبب در دعاى مأثور از پيغمبر - صلى اللَّه عليه و آله - آمده است كه : « خدايا مرا چنان كن كه از تو بترسم و چنان باشد كه گويى تو را مىبينم ، و مرا به تقوى و بيم داشتن از خودت سعادتمند ساز » .
و در آيهء كريمهء ديگرى آمده است كه : «
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ
- هر آينه بندگان عالم خدا از او مىترسند » . « 5 » پس ترس و خشيت آرايش علماى به خدا است ، و در دعاى صباح مأثور از امام امير المؤمنين - عليه السلام - آمده است : « خدايا ! تو منزهى و جز تو خدايى نيست ، و تو را ستايش مىكنم ، كيست كه قدر تو را بشناسد و از تو نترسد ، و كيست
هامش
( 5 ) - فاطر / 28 .