و كافر شدهاند .
پس سوگند به آسمان و زمين كه : وحى حق است ، و بيم دادن حق است ، و شوخى نيست .
«
وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ
- و سوگند به آسمان صاحب رجع . » گفتهاند : رجع يعنى باران ، و به اين گفتهء شاعر استناد كردهاند :
ابيض كالرّجع رسوب إذا * ما ثاخ في محتفل يختلى
و بعضى ديگر آن را به معنى خورشيد و ماه و ستارگان دانستهاند كه بعد از غروب كردن بار ديگر طلوع مىكنند و باز مىگردند ، و به قولى : فرشتگانند كه اعمال بندگان را با خود باز مىگردانند .
به نظر من مناسبترين معنى براى « رجع » بازگشت افلاك به جاهاى خود با تناسب و نظم و بدون تغييرى در مسير آنها است ، كه اين خود دلالت بر بازگشت انسان به امر خدا و روز قيامت است ، خواه بخواهد و خواه نخواهد .
[ 12 ] سوگند به زمينى كه مىشكافد .
«
وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ
- و سوگند به زمين شكافدار . » گفتهاند : تصدّع بالنبات ، چنان كه پروردگار ما در جاى ديگر قرآن گفته است :
ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا
.
به نظر من چنان مىرسد كه خدا زمين را فرمانبردار و رام آفريده است ، بدان سان كه باران را مىپذيرد ، و گياه را مىروياند و ساقهء آن را از خود بيرون مىدهد ، و به كشاورز خيش كردن و به بنا كندن و به كاوشگر كاويدن خود را اجازه مىدهد ، و / 22 اين همه دليل بر حكمت بالغهء خدا در آفرينش زمين است .
[ 13 - 14 ] به همان گونه كه طبيعت تجلياتى از سنتهاى خدا و مظاهرى از اسماء حسناى او است ، وحى نيز تجلى آيات و بيان سنّتها و مظهر نامهاى او است .
«
إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ * وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ
- اين ( قرآن ) گفتهاى است قاطع و جدا كننده * و شوخى و بازى نيست . »