مىكردند ، و به فلانى چنان عطا كردى . . . ، پس خداى عز و جل گفت : آيا تو را يتيم نيافتم و در پناهت گرفتم ؟ ! و آيا تو را گم شده نيافتم و به راهت راهنمايى كردم ؟ ! و آيا فقيرى نبودى و توانگرت ساختم ؟ ! آيا سينهات را گشاده و روشن نكردم ؟ ! آيا به تو چيزى ندادم كه پيش از تو به هيچ كس نداده بودم ، و آن پايانهاى سورهء بقره است ؟ ! آيا تو را دوست خود برنگزيدم چنان كه ابراهيم را دوست خود برگزيده بودم ؟ ! و من گفتم : آرى چنين است اى پروردگار من » . « 2 »
سورة الشرح / 187
[ سوره الشرح ( 94 ) : آيات 1 تا 8 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ ( 1 ) وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ ( 2 ) الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ ( 3 ) وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ ( 4 )
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ( 5 ) إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ( 6 ) فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ ( 7 ) وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ ( 8 )
معناى واژهها
7 [ فرغت ] : گفتهاند كه « فراغ » به معنى غم و اندوه است ، و به اين گفتهء خداى تعالى استناد كردهاند : «
وَ أَصْبَحَ فُؤادُ أُمِّ مُوسى فارِغاً إِنْ كادَتْ لَتُبْدِي بِهِ
» كه فارغا به معنى مهموما يا محزونا است ، و بنا بر اين معنى آن چنين مىشود : « پس چون اندوهى به تو رسد ، براى پروردگارت بر سرپا بايست » .
هامش
( 2 ) - القرطبى ، ج 20 ، ص 102 .