پروردگارى بزرگ قرار دارد كه او را از طوارق بد محفوظ مىدارد .
«
إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ
- هيچ نفسى نيست كه بر او نگاهبانى گماشته نشده باشد . » / 13 دهها هزار نگاهبان تو را از خطرهايى كه گرداگرد تواند پاسدارى مىكنند ، و به تو چيزى نمىرسد جز آنچه استحقاق آن را دارى يا حكمت پروردگار مقتضى آن است .
به نظام حمايت و نگاهبانى از بدن نگاه كن كه از دستگاههاى متعدد فراهم شده است :
الف : جهاز شناختن محيط فراهم آمدهء از چشم و گوش و چشايى و ديگر حواس ، كه برجستهترين عامل در آن شبكهء شگفت انگيز اعصاب است .
ب : جهاز دفاع در برابر خطرها كه آشكارترين آن دست و پا است .
ج : و جهاز حمايت در مقابل ميكروبها ، كه در طليعهء آن خوددارى بدن از پذيرفتن خوراك و نوشاكى است كه با آن ، به جهت گندناك يا تلخ بودن ، سازگار نيست .
د : و جهاز ايمنى ذاتى عليه جرثومهها ، كه اگر اين نمىبود ، ويروسها و ميكروبها به آسانى بر همه جاى بدن ما استيلا پيدا مىكردند . آن كه چنين ايمنى را از دست مىدهد و ، مثلا ، به بيمارى « ايدز » مبتلا مىشود ، از آن روى كه ديگر بدن او نمىتواند در برابر ميكروب يا ويروس مقاومت كند ، جان خود را از دست مىدهد .
ه : و عواطف و شهواتى كه انسان را سخت به نگاهدارى از بدن خود وامىدارد .
و : و عقلى كه بدن را در مبارزهء تلخ خود عليه طبيعت و بر ضد خطرهاى ديگر راهنمايى مىكند .
دهها جهاز محيط بر جسم كه نوشتن شرح آنها كتابهايى بزرگ مىشود .
همانند نظام حمايت از بدن ، دهها نظام ديگر پراكندهء در طبيعت است كه انسان را از متلاشى شدن حمايت مىكند ، كه بعضى از آنها را مىشناسيم و از بيشتر