همچون گياهان و چشمهها و گنجها كه وسيلهاى براى حيات آفريدههاى بر روى آن است ، و ظاهرا اصل معنى طحو تهيّه و آماده كردن چيزى باشد .
[ 7 ] آسمان و زمين براى چه آفريده شده و بنيان محكم پيدا كرده است ، آيا براى انسان نبوده است ؟ بياييد و در اين جهان بزرگ به تفكر بپردازيد : انسان آيتى براى آفريدههاى خدا بر زمين از زندگان و چيزها است .
«
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها
- و سوگند به نفس آدمى و آن كه آن را به استوارى ساخت . » در ژرفناهاى اين نفس نشانهها و آياتى است كه جز براى صاحب آن دسترس پيدا كردن به عمق آنها ميسّر نيست ، و چنين است در ژرفناهاى ديگر نفوس و ديگر حقايق . تو خورشيد را از ظاهرش مىبينى ، و ديوارهاى بيرونى آن را به صورتى لمس مىكنى ، آيا مىدانى كه در درون آن چه مىگذرد ؟ و چنين است ماه و شب / 136 و روز . در صورتى كه نفس نزديكترين فرد كاينات به تو است ، توانايى اكتشاف گوشهاى از اعماق درونى آن را ندارى ، پس نيك بينديش كه اين نفسى كه خداوند متعال آن را آماده كرده و امر آن را به بهترين صورت منظم ساخته ، چه آفرينش بزرگى دارد .
[ 8 ] بزرگترين چيز در نفس عقلى است كه خدا آدمى را به وسيلهء آن از خير و شر ، و تقوا و فجور ، و از سود و زيان آگاه مىسازد و بايد به تشخيص اين عقل راه درست خود را بيابد و بر آن پيش برود .
«
فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها
- پس فسق و تقواى او را به وى الهام كرد . » به همان گونه كه خداوند سبحانه و تعالى گفت :
وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ
.
و شناخت فسق و فجور از آن نظر بر شناخت تقوى مقدم شد كه نفس نخست اسباب هلاك را بشناسد ، و سپس بداند كه با وسايل صلاح چگونه از آن پرهيز كند ، با علم به اين كه بيشتر واجبات راههايى براى رهايى از مفاسد و تبهكاريها است .
در حديث مأثور از پيغمبر - صلى اللَّه عليه و آله - آمده است كه چون آيهء
فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها
را برخواند ، بانگ برداشت كه « اللهم آت نفسى