شدن آن جلوگيرى كنيم .
محور سوره - ظاهرا - دو آيهء 7 و 8 است كه از آنها بصيرتى نافذ به ما الهام مىشود . رسيدن به اوج كمال براى نفس جز با تزكيهء آن ميسر نمىشود ، در صورتى كه شكست و نوميدى بهرهء كسى است كه نفس خود را در باتلاق جاهليت و انباشتههاى آن پنهان كند .
پيش از بيان اين بصيرت و بينايى ، نخستين آيات سوره را به افقهاى آسمان و زمين و ظواهر روز و شب مىبرد تا جهان محيط را همچون مدرسه و محرابى در اختيار ما قرار دهد .
سوره به صورت كلى حس مسئوليت را در نفس انسان عميقتر مىسازد ، و مايهء شگفتى است كه بعضى از متأثران از فلسفهء يونانى چنان گمان بردهاند كه اين سوره دلالت بر جبر دارد ، و بدين گونه / 129 مسئوليت گمراهى خود و فجور هر گروه گمراه را متوجه پروردگار خويش ساختهاند . هرگز چنين نيست . نفس انسان تسويه پيدا كرده ، و فجور و تقوا به آن الهام شده ، و فرمان تزكيه را دريافت كرده ، پس هر كس به آنچه بر عهده دارد برخيزد رستگار است ، و هر كس چنين نكند ، به هدفهاى خود نخواهد رسيد .
/ 131 سورة الشمس
[ سوره الشمس ( 91 ) : آيات 1 تا 15 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها ( 1 ) وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها ( 2 ) وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها ( 3 ) وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها ( 4 )
وَ السَّماءِ وَ ما بَناها ( 5 ) وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها ( 6 ) وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها ( 7 ) فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها ( 8 ) قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها ( 9 )
وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها ( 10 ) كَذَّبَتْ ثَمُودُ