ماده است كه حاضر نزد مدرك باشد با هيأت مخصوص به آن و محسوس است با تمام عوارض و لواحق آن از قبيل كم و كيف ، متى ، اين و غيره .
تخيل نيز ادراك همان شىء محسوس است با هيأت مخصوصهء مذكورهء در احساس زيرا آنچه احساس شود خيال دريابد با همان حالات و هيأت مخصوص لكن تخيل هم با حضور ماده و هم با حالت عدم حضور آن محقق مىشود .
توهم ادراك معنى معقول است به نحو اضافه به جزئيات نه كليات .
تعقل ادراك معانى و مفاهيم و ماهيات كلى است .
و بالجمله حصول احساس را سه شرط است يكى حضور ماده نزد آلت ادراك و ديگر اكتناف هيأت مخصوصه و جزئى بودن مدرك و لكن در تخيل وجود شرط اول لزومى ندارد و در توهم شرط اول و دوم نيست . و فى الجمله ملا صدرا گويد : « 1 » احساس عبارت از ادراك شىء موجود در مادهاى است كه حاضر نزد مدرك است با هيأتى كه مخصوص به آن باشد كه با خود به احساس در مىآيند مانند : اين ، متى ، وضع ، كيف و كم و غيره . ملا صدرا مىگويد مدركات احساسى ماده محسوس است با تمام لوازم محسوسهء آن بديهى است اين نوع مدرك مجرد محض نيست . مع ذلك مىگويد : آنچه از اين امور ادراك مىشود صورت محسوس است و نه خود آنها و بههرحال اين نوع ادراك تام التجريد نيست . تخيل نيز ادراك شىء است با هيآت ياد شده زيرا خيال تخيل نكند مگر آنچه را كه احساس مىكند نهايت هم در حالت حضور ماده محسوسه و هم در حالت غياب مادهء محسوسه ادراك تخيلى حاصل مىشود و لكن در ادراكات احساسى نه شرط حضور ماده محسوسه با همهء هيأت محسوسه و لوازم او است و نه عدم حضور و در غياب .
و تو هم ادراك معانى غير محسوس است يعنى معقول لكن قوه و هم معانى را به صورت كليات ادراك و تصوير نمىكند و بلكه مضاف به اشياى جزئى محسوس .
و تعقّل ادراك ماهيات اشيا است و حدود آنها چه اينكه مجرد از غير مأخوذ شود و يا با غير يعنى با صفات مدركة ، كار تعقّل كليات است و قهرا تجريد عقلى كامل ، البته در همه چهار مرحلهء ادراكات تجريد انجام مىشود لكن با تفاوت رتبه و درجات .
ادراكات احساس مشروط به سه شرط است : 1 - حضور ماده 2 - حضور هيأت لوازم آن ماده 3 - جزئى بودن در ادراكات تخيلى حضور ماده لازم نيست و در ادراكات وهمى مادى بودن شرط نيست و در تعقل بايد مجرد كامل باشد و كلى باشد .
فرق بين ادراك عقلى و وهمى بالذات نيست و به امرى خارج از ذات است كه در وهمى اضافهء به جزئى شرط است ملا صدرا مجددا گويد : همانطور كه عوالم سه است ادراكات نيز سه نوعند و وهم مانند عقل است كه از مقام خود سقوط كرده باشد .
و بالجمله در همهء انواع ادراكات نزعى حاصل مىشود صور محسوسه در احساس
هامش
( 1 ) اسفار ، ج 3 ، سفر 1 ، صص 360 - 361 .