يجب عنه الفعل » اختيار . « 1 »
موجود تام -
عقول و نفوس را گويد .
موجودات به اعتبار تأثير و تأثر بر سه قسماند . از اين قرار :
1 - منفعل غير فاعل مانند اجسام .
2 - منفعل و فاعل مانند نفوس فلكيه .
3 - فاعل غير منفعل مانند عقول مجرده . و به تقسيم ديگر ، موجودات يا طبيعىاند يا تعليمى يا عقلى يا نفسى و به تقسيم ديگر يا تامند يا ناقص و يا فوق تامند . ناقص هم يا مستكفى است يا غير مستكفى . و به تقسيم ديگر موجودات يا بسيطاند و يا مركب و به تقسيم ديگر آن كه يا محسوساند يا متخيل و يا معقول . « 2 »
موجود ناقص -
اجسام و جسمانيات را گويند .
موجود ناقص مستكفى -
افلاك را گويند .
موضوع حركت -
موضوع حركت جسم است « 3 » ملاصدرا گويد : حركت حالت سيالى است كه نحوه وجود او بين فعل محض و قوت محض و لازمهء فعل محض بودن امر متصّل تدريجى قطعى است كه بر وصف حضور و جمعيت وجود ندارد مگر در وهم بنابراين بايد يك امر ثابتى باشد كه حركت عارض آن شود و اين امر ثابت بالفعل باشد از جهتى و بالقوه باشد از جهتى ديگر و به عبارت ديگر بايد جوهر مركبى باشد از دو جزء . جزء بالقوه و جزء بالفعل و اين جسم تواند بود . پس موضوع حركت جسم باشد .
موضوع حكمت -
در مورد بيان موضوع علم حكمت ملا صدرا در شواهد الربوبيه گويد :
اشراق دهم : ( براى هر علمى موضوعى است كه در آن علم از احوال و اوصاف و عوارض ذاتيهء آن موضوع بحث مىشود . مثلا موضوع علم حساب عبارت است از عدد كه در آن علم از احوال و اوصاف و عوارض اعداد بحث مىگردد و يا موضوع علم طب عبارت است از بدن انسان كه در آن علم از صحت و مرض و احوال و عوارض بدن بحث مىشود ) .
موضوع علم حكمت الهى عبارت است از وجود . زيرا محمولات ( و اوصاف و احوال و احكامى كه در اين علم مورد بحث قرار مىگيرد ) همگى از جمله امورى هستند كه اولا و بالذات عارض بر موجود مىگردند از آن جهت كه موجود است بدون آن كه ( در عروض اين امور ) احتياجى باشد به اين كه موجود ، امرى طبيعى ( مانند جسم ) و يا امرى تعليمى ( مانند كمّ ) گردد ، چنان كه در ساير علوم اين احتياج است . زيرا مطالبى كه در ساير علوم مورد بحث قرار مىگيرند ، محمولاتى ( يعنى احوال و اوصاف و عوارضى ) هستند كه عارض بر موجود مطلق نمىشوند . مگر بعد از آنى كه موجود مطلق ، امرى و موجودى خاص از جنس حركات و متحركات يا از باب مقادير متصل و منفصل باشند . « 4 » مع ذلك در علوم جزئيهاى كه در تحت علم طبيعى ( يعنى علمى كه بحث از اجسام و انواع و اقسام و احكام اجسام مىكند ) و علم تعليمى ( يعنى علم رياضى ) قرار گرفتهاند ، بدين قدر از
هامش
( 1 ) مبدأ و معاد ، ص 117 و مشاعر ، ص 223 .
( 2 ) مبدأ و معاد ، ص 203 و اسفار ، ج 3 ، ص 124 .
( 3 ) اسفار ، ج 3 ، سفر 1 ، ص 59 .
( 4 ) شواهد ، صص 19 به بعد .