است و به هر حال ماده را به هر معنى كه فرض كرده و اعتبار كنيم و بدانيم نسبت به صورت و شكل خاص كه قابل تلبس به آن است قوت است و مادهاى كه گفته شده است كه هيچگاه عارى از صورت نمىشود همان مادة المواد است . « 1 »
ماده آخرت -
مراد از مادهء آخرت از نظر صدرا قوت خيال است كه هيولاى صور آخرت است و آنچه نفس انسان در اين عالم كسب مىكند اثرى در خيال خواهد گذشت و خيال متلبس به صورى مىشود كه بعد از رفع حجاب با صور مكتسب و حال و حاصل در آن نمودار مىشود و اين است معنى حشر ابدان .
خيال . « 2 »
مادهء عقليه -
مراد از مادهء عقليه جنس است كه مادهء عقلى است و فصل صورت عقلى است . « 3 »
مادة المواد -
مراد هيولاى اولى است . « 4 »
ماهيت -
ملا صدرا در تصوير ماهيت بنابر اصل خود و اصالت وجود گويد : براى هر يك از امورى كه در برابر ماست ماهيتى است و انيّتى و ماهيت عبارت از پاسخ از پرسش به « ما هو » است همانطور كه « كميت » عبارت از پاسخ از پرسش به « كم هو » است . « 5 » و بنابر اين ماهيت ( كه صرفا پاسخ از پرسش به ما هو است ) مفهومى است كلى و پارهاى آن را چنين تعريف كردهاند « ما به الشى هو هو » يعنى مفاد اين همانى اشياء است . و ماهيت به اعتبار خودش يعنى من حيث اينكه ماهيت است نه واحد است و نه كثير است و نه كلى است و نه جزئى و مثلا صرف ماهيت انسان ( صرف طبيعت انسان ) نه كلى است و نه شخصى و بلكه انسان از آن جهت كه انسان است ، صرفا انسان است نه واحد و نه كثير است و نه كلى است و نه جزئى . زيرا اگر مثلا مقيد به واحد باشد لازم آيد كه انسان كثير انسان نباشد و اگر مقيد به كثير باشد لازم آيد كه انسان واحد انسان نباشد .
پس انسان ، انسان است ، هم با واحد و هم با كثير و هم با كلى و هم با جزئى انسان است و خود انسان هيچ كدام نيست . و بالجمله ماهيات از لحاظ ذاتشان متصف به هيچ قيدى و وصفى نمىباشند . ( تقريبج معنى جنساند ) در باب كليات و همه مفاهيم كلى هم اين امر صادق است ، كلى من حيث اينكه كلى است نه موجود است و نه معدوم ، نه واحد است و نه كثير . . .
ملا صدرا در شواهد الربوبيه در باب تعريف ماهيت و بررسى دقيق آن گويد :
اشراق اول : در تعريف ماهيت ( و بعضى از احكام آن ) كليهء امورى كه در برابر ما هستند و در حس و ادراك ما مىگنجند ، براى هر يك از آنها ماهيت و وجودى است ( كه در ذهن و تصور مغاير با ماهيت و زايد بر او است ، چنانكه قبلا گفته شد ) . ماهيت چيزى است كه به وسيلهء آن پاسخ سؤال از حقيقت هر چيزى داده مىشود ، همانطور كه كميت ، چيزى است كه به وسيلهء آن پاسخ سؤال از مقدار و اندازه هر چيزى داده
هامش
( 1 ) اسفار ، ج 4 ، ص 233 و ج 5 ، صص 66 ، 77 و ج 3 ، ص 434 و مشاعر ، ص 99 .
( 2 ) همان ، ج 9 ، صص 18 ، 31 .
( 3 ) همان ، چاپ سنگى ، ج 2 ، ص 16 و ج 3 ، ص 311 .
( 4 ) همان ، ج 1 ، صص 157 ، 198 .
( 5 ) همان ، ج 2 ، سفر 1 ، صص 1 - 5 .