نفس نباتى كه صورت نبات است كمال اول نبات است و نفس حيوانى كمال اول حيوان است و بالأخره آنچه مربوط به اصل و بناى وجودى اشياء است كمالات اول آنها است و امور ديگرى كه در مرتب بعداند كمالات ثانوىاند و آخرين مرحلهء كمال انسانيت ترقى نفس او و رسيدن به مرتبت عقل بالمستفاد است كه مرحلهء تكميل قواى علمى و عملى آن مىباشد . « 1 »
كمون -
كمون به معنى بطون و خفا است و مرحله نارسى و پنهانى اشياء را كمون نامند و مقابل ظهور است اصحاب كمون كه انباذقلس و پيروان او هستند بنابر آنچه مشهور است و به آنها نسبت دادهاند گويند وجود عبارت از بروز كامن است يعنى همهء اشياء به حال كمون موجودند و حوادث عالم غير از آنچه بوده است چيزى ديگر نيست و محال است كه شىء از لا شىء به وجود آيد پس كون عبارت از ظهور از كمون است و همه چيز در حال كمون هست .
صدرا گويد مراد انباذقلس اين نبوده است و بلكه مراد او همان تطور و تكمال موجودات و سير آنها در مراتب وجودى بوده است كه صور مختلفى قبول مىكنند . « 2 »
كون -
كون به معنى وجود آمده و كون بحت يعنى وجود صرف ، كون در عين ، يعنى وجود در خارج ، عالم كون يعنى عالم وجود و عالم كون و فساد يعنى عالم وجود و تباهى و معنى خاص فلسفى آن عبارت از وجود دفعى شيئى است در مقابل فساد كه تباهى دفعى است و فساد مقابل استحاله است كه تبديل به واسطهء حركت تدريجى است .
و بالجمله كون و فساد وجود و تباهى دفعى هستند بر خلاف استحالت به طور كلى موجودات بر دو قسماند بعضى قابل كون و فساداند و بعضى ديگر قابل كون و فساد نمىباشند و بلكه مبدع بوده و آنها را هيولاى مشترك قابل تبديل به صور نمىباشد .
نظر و عقيدهء خاص صدرا در مورد تحولات طبيعت چنانكه درحركت جوهريه معلوم شد تبديل مبدع به نحو خلع و ليس آنى و كون و فساد دفعى نيست و بلكه به نحو استحاله و حركت تدريجى است و از نظر او كون و فساد يعنى وجود و تباهى دفعى مردود است . « 3 »
كهانت -
ملا صدرا در مورد كهانت و فرق آن با نبوت گويد :
بايد گفت افضل اجزاى نبوت كه عبارت است از علم به حقايق اشياء بدان گونه كه هستند ، گاهى در اوليا نيز به عنوان تبعيت يافت مىگردد ( بدين معنى كه چون ولى كامل مطلق در حقيقت خليفهء پيامبر مىباشد و اتصال كامل با وى دارد ، لذا علم به حقايق اشياء در نتيجهء خلافت و اتصال كلى به مقام نبوت در آنها يافت خواهد شد ) .
و همچنين گاهى نوعى اخبار از مغيّبات جزئيه و مربوط به حوادث جزئيه ، در اهل كهانت و مستنطقين ( كه به وسيلهء خواب كردن اشخاص و يا به وسايل و عوامل ديگرى كه در محل خود ذكر شده است و يا به وسيلهء اتصال به ارواح جزئيه ، سماويه و يا ارضيه بر آنها مكشوف
هامش
( 1 ) اسفار ، ج 1 ، ص 1 و ج 6 ، ص 134 .
( 2 ) همان ، چاپ سنگى ، ج 2 ، ص 164 و رسائل ، ص 73 .
( 3 ) رسائل ، صص 88 - 89 .