يك وجود است ، وجود منبسط ، فيض اقدس يك مرتبهء آن عقول است ، يك مرتبه نفوس ، يك مرتبه افلاك و يك مرتبه اجسام عنصرى . وى گويد حيثيات متكثر و وجودات كثير موجب تكثر در ذات موضوع كه وجود باشد نمىشود .
ملا صدرا قاعدهء امكان اشرف منسوب به شهابالدين سهروردى را عنوان كرده است و گويد مسأله مد نظر شهابالدين در باب نظام خلقت هم به استناد قاعدهء امكان اشرف قابل اثبات است و هم به استناد قاعدهء امكان اخس كه من وضع كردهام . « 1 » اصل قاعده اين است كه هر گاه ممكن اخسّ از ذات خداوند صادر و ايجاد شده باشد واجب است كه ممكن اشرفى قبل از آن به وجود آمده باشد كه علت ممكنات اخسّه باشد و لكن ما مىدانيم و مشاهده مىكنيم كه جهان ما كه جهان ممكنات و ماده و طبيعت متحوّل است ، وجود دارد و اين را به علم شهودى مىدانيم پس بايد قبل از وجود اين موجودات متغيّر زمانى و حادثات ، موجودات اشرفى بوده باشند كه اين ممكنات مستند به آنها باشند پس بايد از ذات واجب به ترتيب عقل مجرده و نفوس و سپس طبايع و جهان ماده صادر شده باشد اين ما حصل سخن ملا صدرا و شهابالدين است . پارهاى از فلاسفه از جمله جلال الدين دوانى بر اين قاعده اشكال كردهاند كه ملا صدرا ردّ و نقض كرده است ملا صدرا نيز گويد ما در گذشته به اين قاعده اشكالى داشتيم سپس اشكال خود را نقل و پاسخ داده است .
ملا صدرا پس از همهء اين مباحث در باب نظام آفرينش مسأله را طبق معمول به وجود كشانده و گويد : وجود مطلق داراى دو حاشيه است ( دو طرف ) حاشيهء اول ذات بارى تعالى است كه غايت است در شرف زيرا در كمال نامتناهى است و حاشيهء ديگر كه به طور نامتناهى در نقص است هيولى است و گويد وجود سارى كه فايض از مرتبهء ذات است بدون وسايط بدان نمىرسيد ، وسايط بسيارى در اين بين بايد باشد پارهاى نزديك به منبع فيض و پارهاى دور و دور تر . ماحصل حرف او اين است كه نظام وجود همان مراتب وجود منبسط است .
عالم خيال -
خيال .
عالم ربوبى -
عالم لاهوت .
عالم روحانى -
عالم عقول و نفوس ، عالمى كه در معرض كون و فساد نيست . « 2 » در شواهد آمده است :
اشراق دوم : در بيان آمدن ما از عالم روحانى بدين عالم جسمانى و تعيين حد و مرز اين عالم و حد و مرز ما فوق آن .
بدان كه ما از عالم روحانى بدين عالم جسمانى آمدهايم و حد و مرز اين عالم جسمانى از ما فوق ( يعنى از محدب ) فلك البروج ( يعنى فلك هشتم كه بر اساس هيأت بطلميوس ) در تحت ( و يا به عبارت ديگر در جوف ) فلك مستقيم ( يعنى فلك نهم و به اصطلاح فلك اطلس و يا فلك الافلاك ) قرار گرفته است مىباشد . و اما حد و مرز آن عالم ( يعنى عالم روحانى ) از ما فوق فلك اطلس كه عبارت است از سدرة المنتهى كه در آن بهشت و فردوس برين جايگزين است تا زير مقام و مرتبهء قلم كه عبارت است از عقل كلى ، مىباشد و آمدن ما از
هامش
( 1 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 3 ، صص 253 - 255 .
( 2 ) ترجمه شواهد ، ص 248 .