ممتد ذو ابعادى است كه محل يعنى هيولى بدون آن تقرر و وجودى ندارد و مشترك در تمام اجسام است كه از آن تعبير به صورت جرميه هم شده است پس صورت جسميه منشأيت آثار مخصوصهء اشياء نيست . « 1 »
صور الجزئية الجسمانيه -
صور جزئيه جسمانيه ، حقايق كليه موجود در عالم امر و قضا اللَّه است كه فرمود
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ »
خزاين عبارت از همان حقايق كليهء عقليه است كه هر يك از آنها را رقايق جزيى است كه موجود است به اسباب جزيى قدريه از ماده مخصوصه و وضع و زمان مخصوص پس حقايق كلى به نزد خداوند موجودند بالاصاله و اين رقايق جزئيه موجودند به حكم تبعيت . . . « 2 »
صور حسيه -
صور حسيه مقابل صور شبحيه است . مثل افلاطونى . « 3 »
صور ذهنيه
منظور از صور ذهنيه كليات است . « 4 »
صور شبحيه -
صدرا گويد غير از مثل افلاطونى صور شبحيهء معلقهاى هستند و مثل معلقهء در عالم اشباحاند و مثل افلاطونيه ثابت در عالم انوار عقليهاند . « 5 »
صور صناعيه -
صور صناعيه در مقابل صور طبيعهاند . « 6 »
صور طبيعيه -
مراد از صور طبيعيه صور نوعيه است كه بنابر تحقيق و نظر صدرا آنها نيز جواهرند نه اعراض و بلكه نحوهء خاص وجود آنها است . « 7 »
صور عقليه -
اصطلاح صور عقليه عبارت ديگرى از مثل عقليه است . موجودات عالم ناسوت قبل از تقرر در عالم ناسوت در عالم عقول موجود بودهاند وجود آنها را قبل از نزول در عالم ناسوت صور عقليه نامند و فلاسفهاى مانند افلاطون آن عالم را اصل و عالم ناسوت را ظل و سايهء آن دانستهاند ، ملا صدرا دربارهء اين صور عقليه در شواهد الربوبيه گويد :
اشراق ششم : در بيان آنچه كه فيلسوف اكرم ( ارسطو ) در مورد صور عقليه به منظور تأييد و تحقيق دربارهء آنها گفته است .
در نزد جمهور چنين مشهور است كه رأى ارسطو در مورد وجود صور عقليه مخالف با رأى اساتيد خود مانند افلاطون و سقراط و آغاثاذيمون و ديگران است . حتى اينكه ابو نصر فارابى در مقالهء خود معروف به « الجمع بين الرأيين » مثل عقليه را به صور علميه قائم به ذات واجب الوجود تأويل نموده ، گويا ابو نصر فارابى و ديگران مانند شيخ الرئيس و موافقان آنان قادر بر تصحيح گفتار ارسطو در مورد مثل عقليه نبوده و نتوانستهاند آن را با برهان و دليل عقلى و يا از طريق كشف و شهود درك كنند و گويا آن كتاب اثولوجيا ، تأليف ارسطو ، معلم اول را مطالعه نكردهاند تا به كيفيت اتحاد و اتفاق ما بين او و معلمان او در اين مسأله پى ببرند و الا كلمات او در كتاب مذكور با كمال صراحت دلالت دارد بر وجود صور عقليه مجرد قائم به ذوات خويش ، نه قائم به محل .
و اما اشكالات و انتقاداتى كه او در ضمن
هامش
( 1 ) مشاعر ، صص 92 - 98 .
( 2 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 4 ، ص 126 .
( 3 ) همان ، ص 275 و ج 8 ، ص 6 .
( 4 ) همان ، ج 2 ، سفر 2 ، ص 278 .
( 5 ) همان ، چاپ سنگى ، ج 2 ، ص 181 .
( 6 ) همان ، ج 2 ، ص 149 .
( 7 ) همان ، ج 3 ، ص 104 .