مكشوف نمىشود و بالأخره وقايع و حوادث گذشته و آينده نصب العين اشخاص مىشود :
براى پيدا كردن علل و اسباب و ارتباط علّى و معلولى اين وضع هر يك از فلاسفه سخنى گفتهاند .
صدرا گويد موقعى كه حواس ظاهرهء انسان از كار افتاد روح انسان كه در بيدارى متوجه و متعلق به حواس و امور و ارادهء در حواس است فراغتى حاصل كرده و از تصرف و تدبير در امور مادى راحت مىشود و متصل به جواهر روحانيه علويه مىگردد و چون در جواهر روحانيه صور تمام وقايع و حوادث زمانى منقوش است كه انعكاسات صور موجودهء در لوح محفوظ و محو و اثبات است و ممكن است مستقيما متصل به لوح محفوظ شود و ممكن است متصل به قواى منطبعه در برازخ علويه شود كه در آنها صور شخصيات ماديه منتقش است ، حوادث و وقايع را دريابد و اين است سر رؤيا .
و امور فايضه از جواهر روحانيه هر گاه بدون دخالت متخيله و جرح و تعديل و تأليف و تركيب در آنها در قوت حافظه باقى بمانند و در حال يقظه و بيدارى انسان متذكر آنها باشد رؤيا صادق است و اگر قوت متخيله غالب باشد و صفاى روح كمتر باشد به طورى كه مقهور قوت متخيله واقع شده و تصرفاتى در آن صور بنمايد ممكن است رؤيا كاذب باشد يعنى آنچه از روحانيات بر نفس فايض شده است با تصرفات و تغييراتى كه قوت متخيله داده است در حافظه ضبط شده است . « 1 »
رؤيّت -
رؤيت عبارت از معرفت است بعد از فكر و تدبّر زياد و بالجمله معرفتى كه منشأ آن فكر و تأمل زياد است رؤيت گويند . « 2 »
هامش
( 1 ) مبدأ و معاد ، ص 344 .
( 2 ) اسفار ، ج 3 ، ص 518 .