انتقال نفس انسان به بدن اسب مثلا و يا به جسم نباتى و يا جسم جمادى ) و اين قسم از تناسخ با برهانى كه به زودى بيان خواهيم كرد محال و ممتنع است . « 1 » قسم دوم عبارت است از انتقال نفس از اين بدن دنيوى به بدن اخروى كه مناسب با اوصاف و اخلاق او است كه در دار دنيا كسب نموده است و چنين نفسى در آخرت به صورت حيوانى كه صفات وى در آن نفس غلبه نموده است ظاهر مىگردد ؛ چنانكه صحت اين مطلب در مبحث اثبات معاد جسمانى بر شما مكشوف خواهد شد و اين امرى است كه در نزد بزرگان اهل كشف و شهود ثابت و مسلم گرديده و از ارباب شرايع و اديان و ملل نيز نقل شده است و لذا گفتهاند « ما من مذهب الا و للتناسخ فيه قدم راسخ » ( هيچ مذهبى نيست كه تناسخ در آن مقام شامخى نداشته باشد ) و آيات بسيارى از قرآن مجيد كه در مورد تناسخ وارد شده است همگى بر همين قسم از تناسخ تفسير و توجيه مىگردد و گمان من اين است كه اصرار و تأكيد بر ثبوت تناسخ از ناحيهء اساطين و بزرگان حكمت مانند افلاطون و پيشينيان او از حكمايى كه انوار حكمت را از انبيا و مشكات نبوت اقتباس نمودهاند نيز دربارهء همين قسم از تناسخ است زيرا ايشان بصيرت و فروغ كشف و شهود باطن نفوس و آن صورى را كه بر طبق نييات و اعمالشان بدان صور محشور مىشوند مشاهده كردهاند و ديدهاند كه اعمال و افعال آنان در نظرشان مجسم مىشوند .
و نيز با همين چشم ملكوتى ديدهاند كه چگونه در دار دنيا براى نفوس اشخاص به علت تكرر اعمال و افعال جسمانى ، ملكاتى مناسب با آن اعمال و افعال پديد مىگردد تا بدان حد كه صدور آن اعمال و افعال از آنان پس از حصول ملكات سهل و آسان مىگردد ( و لذا وجود و رسوخ آن ملكات باعث مىشود كه شخص در عالم آخرت به صورت حيوانى ظاهر گردد كه آن اوصاف در وى غلبه دارند ) و چون ايشان بدين مرتبه از كشف و شهود نايل شده بودند ، لذا صريحا قايل به تناسخ شدند و معناى اين تناسخ ، حشر نفوس است به صورى كه مناسب با اوصافى است كه بر آنها غلبه نموده است .
همانطور كه خداى متعال در قرآن مجيد مىفرمايد
« وَ نَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى وُجُوهِهِمْ »
( سورهء اسرا ، آيهء 97 ) يعنى ما در روز قيامت آنها را بر گونههايشان محشور مىكنيم .
يعنى به صور حيواناتى كه در هنگام ايستادن و يا راه رفتن سر را زير مىافكنند و نيز مىفرمايد
« وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ »
( سوره تكوير ، آيهء 5 ) .
زمانى كه حيوانات محشور مىشوند . معلوم است كه مقصود ، حشر انسانها است به صورت حيوانات . « 2 » و مثلا اگر انسانى رذايلى مانند كبر ، غرور كسب كرده باشد در لباس پلنگ و اگر تهور و كبر كسب كرده باشد به شكل شير و اگر خبث كسب كرده باشد به كالبد روباه و اگر بازيگر و دلقك باشد به جسد ميمون و اگر خودبين و خودپسند باشد به لباس طاووس و اگر حريص باشد به شكل خنزير محشور شود .
ملا صدرا گويد : ما گفتهايم كه حشر و بعث انسانها در ابدان ويژه اخروى است و اين امر به
هامش
( 1 ) ترجمه شواهد الربوبيه ، صص 341 - 343 .
( 2 ) همان .