اقدم يونان را برشمرده است . وى گويد قوت به طور مطلق متأخر از فعل است « 1 » به همه انواع تقدمها .
تقدير -
تقدير عبارت از ترتيب امر است به مقدار خود چنانكه فرمودند
« نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ »
لا صدرا گويد محتملا منظور اين باشد كه مىفرمايد : ما ابدان اخروى را در هنگام مرگ بيافرينيم بر هيأت متفاوت و مختلف و تقسيم كرديم آنها را بين ارواح شما متناسب با اعمال و اخلاق شما . « 2 »
تقوى -
كلمهء تقوى در قرآن مجيد بر سه امر اطلاق شده است :
1 - هيبت و خشيت كه فرمودند
« وَ إِيَّايَ فَاتَّقُونِ »
( 2 / 41 ) .
2 - طاعت و عبادت كه فرمودند
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ »
( 3 / 102 ) .
3 - تنزيه قلب از گناهان كه حقيقت تقوى اين معنى سوم است كه فرمود
« وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللَّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ »
و گفتهاند منازل تقوى سه است ، تقواى از شرك ، تقواى از بدعت ، تقواى از معاصى . « 3 »
تكاثف -
تكاثف عبارت از نقصان مقدار و حجم جسم است بدون آنكه چيزى از آن منفصل گردد و گاه بر اندماج نيز اطلاق تكاثف شده است . تخلخل « 4 »
تكلم -
تكلم عبارت از صفت نفسانى مؤثر است ، مشتق از كلم است به معنى جرح و فايدهء آن اعلام و اظهار است ، كسانى كه گويند كلام صفت متكلم است منظور آنها متكلّيت است و كسانى كه گفتهاند كلام صفت قائم به متكلم است منظور آنها قيام فعل است به فاعل نه قيام عرض به موضوع و آنان كه گويند متكلم كسى است كه ايجاد كلام كند مرادشان از كلام معنايى است كه قائم به نفس متكلم است به واسطهء حركت دهان گوينده و نه سكون آن و آن هوايى است كه از جوف متكلم خارج مىشود .
كلام « 5 »
تكليف -
تكليف وصف مكلف است .
مكلف كسى را گويند كه به سن بلوغ رسيده و داراى سلامت فكر و جسم باشد به چنين شخصى امورى واجب و امورى ناروا است .
تكليف عهدهدار بودن مكلف است وظايفى را كه معمولا در مورد وظايف شرعى گويند .
به هر حال لا صدرا گويد مقصود از تكليف و انجام افعالى و ترك افعالى ، تطهير قلب است .
بنابر آنچه ظواهر قرآن دلالت دارد .
يكى از مسائلى كه در اين باب مطرح است اين است كه آيا انسان در انجام كارها و ترك كارهايى مختار است يا نه و بر فرض كه مختار نباشد تكليف بىمعنى است قهرا از اشاعره آنانى كه همه كارها را به خداوند نسبت دادهاند بايد منكر تكليف باشند و گويند تكليف ما لا يطاق جايز نيست . اشاعره گويند مخالف تكاليف و ترك عبادات از سوى بندگان چرا بايد منشأ عذاب باشد و باعث بر عقاب باشد يكى اينكه بنده در كارها مختار نيست و ديگر اينكه خدا چه نيازى به طاعات و عبادات بندگان دارد .
لا صدرا انواع ايراداتى كه از سوى متكلمان و فرقههاى گوناگون مطرح شده است ذكر كرده و
هامش
( 1 ) اسفار ، ج 3 ، سفر 1 ، ص 57 .
( 2 ) واقعه / 184 .
( 3 ) تفسير لا صدرا ، ج 2 ، ص 53 .
( 4 ) اسفار ، ج 4 ، صص 76 ، 169 .
( 5 ) همان ، ج 2 ، سفر 3 ، صص 2 - 5 .