مراتب آنها . « 1 »
بدايت زمان -
يكى از مباحث فلسفى كلامى اين است كه آيا زمان را طرفى هست يا نه محققان فلاسفه گفتهاند كه براى مطلق زمان نه بدايت هست و نه نهايت و از اين رو است كه ارسطو گفته است هر كس كه قابل به حدوث عالم است ، قايل به قدم آن است ( يعنى چون زمان را بدايت و نهايت نيست قول به حدوث و قول به قدم چندان تفاوتى ندارد ) بدون اينكه خود بداند و معلوم شد كه زمان از لوازم حركت است و حركت به نزد ما از لوازم طبيعت است و طبيعت قائم به ماده و جسم است پس جسم و ماده دائما در حركت و سيلان است .
عدهاى از اهل نظر گفتهاند زمان را بدايت است و دلايلى هم بر اثبات نظر خود آوردهاند كه ملا صدرا دلايل آنان را ذكر و نقض كرده است . « 2 »
بدعت -
هر امر جديدى را كه مسبوق به سابقه نباشد بدعت گويند و بديع خلق غير مسبوق به نمونه را گويند و در فلسفه هر موجودى كه مسبوق به ماده و مده نباشد بديع خوانند . مآخوذ از قرآن مجيد : بديع السموات و الارض . ابداع و خلق و اختراع .
بدن -
ملا صدرا در تعريف بدن گويد :
جوهر اسطقيسى مركب از عناصر متنازع متسارع به سوى انفكاك بالطبع است و آنچه آن را مجبور بر امتزاج و حصول مزاج كرده است قوهاى است خارج از آن و غير از آن . « 3 »
البديهه -
شناخت حاصل براى نفس است در نخستين فطرت از نوع معارف عامى كه همه مردم در ادراك و شناخت آن مشتركاند ، دريافتهاى اوليه ، بدون فكر و تأمل ، شناختهاى سطحى و بالجمله بديهيات معارفى مىباشند كه حصول آنها نياز به برهان و تفكر زياد ندارد . « 4 » و از طريق يافتههاى ظاهرى بدون برهان و حد وسط حاصل مىشود . بديهيات يا از نوع تصوراتاند و يا از نوع تصديقات در مقابل كسبيات و نظريات است .
برهان -
طريقهء استدلال ، اقامه دليل از طريق ترتيب قياسات منطقى و يا طرق ديگر ، مطلق استدلال در مقام اثبات امرى .
برهان اسد و اخصر -
يكى از براهين ابطال تسلسل در وجود است و گويند اساس اين برهان را فارابى بنا نهاده است . مفاد آن اين است كه هر واحدى از آحاد سلسلهء مترتبهء موجود بالفعل بىنهايت مانند يك واحد ديگر خواهد بود و به عبارت ديگر تمام سلسلهء غير متناهى در اين حكم كه هيچيك از آحاد آن سلسله موجود نخواهد شد مگر آنكه واحدى ديگر قبل از آن موجود باشد مساوى و مشتركند ، پس مجموع آنها هم موجود نمىشوند مگر آنكه واحدى ديگر قبل از وجود آنها موجود باشد و آن علت محضه است و تسلسل منقطع مىشود . « 5 »
برهان ان -
برهان « انّ » روشى است كه بر عكس برهان لمى پژوهنده از طريق معلول كشف علت مىكند و به عبارت ديگر از وجود معلول پى به وجود علت مىبرد و از آن جهت مىتوان آن را برهان اكتشافى ناميد اين روش و طريقهء استدلال در فلسفهء صدر الدين زيادتر از روش ديگر معمول است .
هامش
( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 1 ، ص 221 .
( 2 ) همان ، ج 3 ، سفر 1 ، صص 148 ، 152 .
( 3 ) همان ، ج 1 ، سفر 4 ، صص 29 - 39 .
( 4 ) مفاتيح الغيب ، ص 140 .
( 5 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 1 ، ص 146 .