به چيزى امر يا از آن نهى كند كه يا در متن همراه آن مذكور است ، يا از قراين واقعى كه در حال حاضر وجود آنها مشخص است ، فهميده مىشود . سپس به خاطر زوال اين وضعيت از آنچه كه به آن امر كرده نهى مىكند يا از آنچه كه نهى كرده ، به آن امر مىكند . در اين وقت فهميده مىشود كه حكم معلل به اين وضعيت است يا به آنچه كه بر آن دلالت مىكند ، مانند آيهى 9 سورهى جمعه كه براى بيان احكام نماز جمعه است ، نه بيان حكم بيع و نهى از بيع . در حالت ندا براى اداى نماز جمعه است ، سپس در آيهى 10 دستور به پراكنده شدن مردم و كسب روزى در هنگام بر طرف شدن اين وضعيت مىدهد ، يعنى پس از اداى نماز جمعه خريد و فروش جايز است . پس از اين آيه استنباط مىشود كه علت منع از بيع در هنگام اداى نماز جمعه درك نماز است .
علم :
شناخت معلوم همانگونه كه هست . اعتقاد جازم مطابق با واقع . فرق بين علم و معرفت در نزد اكثر علما آن است كه علم درك كلى و جزيى است ، اما معرفت درك ، جزيى يا بسيط است .
علم بر سه مورد اطلاق مىشود : 1 - مطلق در مقابل ظن در زمينهى اعتقادات ( نساء / 157 ) 2 - درك محض خواه اينكه جازم باشد و خواه همراه با احتمال باشد ( يوسف / 51 ) 3 - تصديق قطعى يا ظنى ( ممتحنه / 51 ) .
علم اكتسابى :
آن است كه به وسيلهى اسباب كسب شده باشد .
علم ضرورى :
علمى است كه نياز به نظر و استدلال و تعلم ندارد ، مانند علم انسان به خودش .
علم نظرى :
علمى است كه در نتيجهى تفكر و تأمل دقيق و حسن استدلال كسب مىشود ، ولى قابل خطا و آزمون است .
علم الخلاف :
يا خلافيات علمى است كه به وسيلهى آن بر حفظ احكام فرعى مختلف فيه در بين ائمه توانمند مىشود ، يا با بيان دلايل شرعى و قوادح ادلهى آنها را از بين مىبرد .
علم الدراية :
دانشى كه دربارهى احوال راوى و مروى و قواعد مربوط به شناسايى آنها بحث مىكند و موضوع آن سند و متن است . سند از جهت احوال افراد ، اتصال و انقطاع و متن از جهت صحت و ضعف . مقصود از حال