مدلول شدهاند ، وضو گرفتن همراه با ضرر براى جسم وضو گيرنده است و اين يكى از افراد قاعدهى لا ضرر و لا ضرار مىباشد ، اما از مدلول نفى ضرر مطلق بنا به مفاد كلام خداوند خارج شده است : ( مائده / 6 ) . مثال داخل شدن در مدلول علىرغم خارج بودن ، سخن برخى از علماست كه مداد العلماء كدماء الشهداء است كه گسترش دامنهى مفهوم شهيد است چون عالم مؤلف را به شرطى كه علمش خالصانه براى خدا باشد شامل مىشود .
حلال :
آن است كه كتاب و سنت به وسيلهى سبب جايز و مباحى آن را روا دانستهاند . حلال از حل به معناى گشودن ، ساخته شده است . يا شارع مكلف را در انجام و يا ترك آن مخير نموده است . حلال اعم از مباح است ؛ چون بر فرض هم اطلاق مىشود .
حلال بهطور مطلق از سوى شارع مجاز شمرده است .
حمل :
شنونده اعتقاد داشته باشد كه مراد گوينده از سخنش ، شامل مراد او مىشود . مانند اعتقاد حنبلى كه مراد خداوند از قرء « حيض » بوده است و اعتقاد شافعى و مالكى كه مراد خداوند طهر بوده است . مثال شامل شدن بر مراد متكلم ، مانند حمل لفظ مشترك بر همهى معانى آن به گونهى احتياط در هنگام نبودن قرينه به سبب شامل شدن بر مراد گوينده است . چه مراد گوينده صواب يا خطا باشد و حمل صفت شنونده است .
حمل اشتقاق :
كه به آن « حمل ذو هو » نيز گفته مىشود ، آن است كه اين محمول بدون اينكه اسمى از آن مشتق شود يا واژهى « ذو » به آن اضافه شود ، حمل آن بر موضوعش درست نيست ، مانند ضاحك كه محمول بالمواطات ناميده مىشود و به مشتق از آن محمول بالاشتقاق گفته مىشود .
محمول بالاشتقاق داخل در اقسام كليات خمس نمىشود . به عنوان مثال درست نيست گفته شود : ضحك ( خنديدن ) خاص انسان است .
حمل ذاتى أولى :
آن است كه مفهوم موضوع همان مفهوم محمول و ماهيت آن است ، مانند « الانسان حيوان ناطق » .
حمل شايع صناعى :
يا حمل متعارف ، در وجود و مصداق متحد و در مفهوم