اجماع آل البيت
ر . ك : اجماع عترت
اجماع اجتهادى
اجماع استنباطى ، يا اجماع كشف شده از راه حدس و استنباط اجماع اجتهادى به اين معنا است كه فقيه از راه حدس و گمان و به كمك قرينهاى ، اتفاقنظر فقها را در مسألهاى فقهى ، استنباط كند و حدس خود را محور قرار داده و ادعاى اجماع نمايد .
جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص 200 .
اجماع اماميه
اجماع كاشف از رأى امام معصوم اجماع اماميه ، به اجماعى گفته مىشود كه نزد اماميه معتبر مىباشد . اصوليون اماميه معتقدند اجماع به شرطى اعتبار و حجيت دارد كه كاشف از رأى معصوم عليه السّلام باشد ، و گرنه مطلق اتفاق ، اعتبار شرعى ندارد .
در حقيقت ، اصوليون شيعه براى خود اجماع ، ارزشى قائل نيستند و آن را ، به خلاف كتاب و سنت ، داراى حجيت ذاتى نمىدانند ، بلكه اگر اجماع نشاندهنده رأى معصوم عليه السّلام باشد ، آن را ارج نهاده و مورد توجه قرار مىدهند .
ازاينرو ، بنا بر مذهب اماميه ، تخطئه اجماع و مجمعين جايز است .
در كتاب « قوانين الاصول » آمده است :
« يجوز الخطاء على كل واحد من المجمعين ، فهكذا المجموع ؛ جايز است كه هريك از اجماعكنندگان خطا كنند و از همين رو ممكن است همه آنها به خطا روند » . « 1 »
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 82 .
بهبهانى ، محمد باقر بن محمد اكمل ، الفوائد الحائرية ، ص 395 .
مغنيه ، محمد جواد ، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد ، ص 226 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 98 .
اجماع امت
ر . ك : اجماع مسلمين
اجماع اهل حرمين
اتفاقنظر اهل مكّه و مدينه بر امرى دينى منظور از اجماع اهل حرمين ، اتفاق اهل مكه و مدينه بر امرى از امور دين است .
درباره حجيت و عدم حجيت اين اجماع بين اصوليون اهل سنت اختلاف هست . در كتاب « اصول الفقه الاسلامى » آمده است :
« اجماع أهل الحرمين ( مكة و المدينة ) و أهل المصرين ( البصرة و الكوفة ) غير معتبر ايضا لانهم بعض الامة ، على ما سبق تقريره في اجماع أهل المدينة اذ لا امتياز لبلد على آخر في ادلة الشريعة . و قد زعم بعض اهل الاصول أن اجماع أهل الحرمين و المصرين حجة لاعتقادهم تخصيص الاجماع بالصحابة » . « 1 * »
طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 255 .
اجماع اهل سنت
حجيت ذاتى اتفاق جماعتى در اثبات حكمى شرعى در مسلك اهل سنت ، اجماع يكى از منابع استنباط احكام شرعى شمرده مىشود .
در كتاب « رسائل » آمده است :
« هم الاصل له و هو الاصل لهم ؛ اهل سنت اصل و پايهگذار اجماعاند و اجماع نيز اساس مكتب آنها است » « 1 » زيرا آنها خلافت ابو بكر را از راه اجماع امت ثابت مىكنند . البته اماميه و اهل سنت صرفا در اسم اجماع باهم اشتراك دارند و ميان آنها در اين مورد اختلاف جوهرى وجود دارد .
اهل سنت براى اجماع « بما هو اجماع » اصالت و استقلال قائلاند و آن را منبعى در عرض كتاب و سنت مىدانند ، زيرا معتقدند پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « لا تجتمع امتى على خطأ » . ولى علماى شيعه براى اجماع ، اصالت و استقلال قائل نيستند ، بلكه اجماع را تنها راهى براى كشف قول معصوم عليه السّلام مىدانند ؛ ازاينرو ، نزد شيعه ، حجيت و ارزش اجماع صرفا به خاطر كاشف بودن آن از قول معصوم عليه السّلام است .
محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 1 ، ص 304 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 93 .
مغنيه ، محمد جواد ، علم اصول الفقه فى ثوبه الجديد ، ص ( 226 - 225 ) .
هامش
( 1 ) . ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 367 .
( 1 * ) . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 1 ، ص 512 .
( 1 ) . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 79 .