تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 4 ، ص 417 .

اجزا در تبدل قطع

اكتفا به عمل طبق قطع ، بعد از قطع به عدم صحت قطع سابق اجزا در تبدل قطع ، به معناى كفايت انجام تكليف قطعى ، از انجام دوباره آن است - در صورت كشف خلاف قطع قبلى از طريق قطع بعدى - ؛ به اين بيان كه هرگاه مكلف بعد از قطع به تكليفى ، آن را انجام دهد و سپس قطع پيدا كند كه عمل انجام شده ، تكليف او نبوده است ، اين بحث مطرح مىشود كه آيا عمل سابق ، از انجام دوباره آن طبق قطع لاحق كفايت مىنمايد يا خير . اصوليون نسبت به عدم اجزا در اين مورد اتفاق دارند ، زيرا قطع ، واقع را تغيير نمىدهد و آن عمل انجام شده ، مأمور به واقعى نبوده است . البته مكلف براى ترك مأمور به واقعى ، به خاطر عمل به قطع سابق ، مؤاخذه نمىگردد ، زيرا قطع حجت است . موارد زير را اصوليون از حكم عدم اجزا ، خارج نموده‌اند : 1 . در جايى كه دليل خاص بر حصول تمام يا قسمتى از مصلحت واقع ، براى جاهل به حكم وجود داشته باشد . البته بايد توجه داشت كه تدارك مأمور به واقعى در مورد كسى كه بعضى از مصلحت را تحصيل نموده است ، ممكن نيست ، مانند اينكه مكلف به وجوب نماز تمام بر مسافر قطع دارد ، اما بعد از به جا آوردن نماز كامل ، يقين پيدا مىكند كه وظيفه مسافر ، نماز شكسته است ، يا بعد از قطع به لزوم اخفات ، يقين پيدا مىكند كه وظيفه وى نماز به جهر است . در اين موارد ، نماز اول مجزى است ، زيرا دليل خاص ، بر عدم اعاده آن دلالت دارد . 2 . در جايى كه قطع در موضوع حكم ، اخذ شده باشد ، مانند : باب طهارت و نجاست ؛ براى مثال ، در نماز ، علم به طهارت ، چه ظاهرى و چه واقعى ، شرط است ؛ بنابراين ، اگر مكلف به طهارت لباس خود قطع داشته باشد و بعد از اقامه نماز ، به نجاست آن علم پيدا كند ، لازم نيست نماز خود را اعاده نمايد ، زيرا شرط در نماز ، طهارت قطعى است ، اعم از ظاهرى يا واقعى . 3 . امور پنج‌گانه مندرج در حديث « لا تعاد » . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 346 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 112 . فاضل لنكرانى ، محمد ، ايضاح الكفاية ، ج 2 ، ص 157 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 245 .

اجزاى اتيان مأمور به اضطرارى

ر . ك : اجزاى مأمور به امر اضطرارى .

اجزاى اتيان مأمور به ظاهرى

ر . ك : اجزاى مأمور به امر ظاهرى .

اجزاى امتثال امر اضطرارى

ر . ك : اجزاى مأمور به امر اضطرارى

اجزاى امتثال امر ظاهرى

ر . ك : اجزاى مأمور به امر ظاهرى

اجزاى امر اضطرارى

ر . ك : اجزاى مأمور به امر اضطرارى

اجزاى امر ظاهرى

ر . ك : اجزاى مأمور به امر اضطرارى

اجزاى بدل اضطرارى

ر . ك : اجزاى مأمور به امر اضطرارى

اجزاى تكاليف اضطرارى

ر . ك : اجزاى مأمور به امر اضطرارى

اجزاى ظاهرى

عدم كفايت عمل مطابق اصل يا اماره ، بعد از كشف خلاف اجزاى ظاهرى ، مقابل اجزاى واقعى و به معناى اجزاى عمل « مأتى به » از واقع است تا زمانى كه نسبت به مخالفت آن با واقع علم پيدا نشود ؛ يعنى در مواردى كه واقع ، به علت عذر يا جهل ، براى مكلف مشخص نيست و او مجبور است امتثال اضطرارى يا ظاهرى كند ، اين بحث پيش مىآيد كه آيا امتثال اوامر ظاهرى يا واقعى ثانوى ( اضطرارى ) سبب اجزا از مأمور به واقعى مىگردد يا نه . ( حتى در صورت حصول علم به خلاف واقع بودن آنچه كه مقلد يا مجتهد تاكنون انجام داده است ) . در صورت اعتقاد به اجزاى ظاهرى ، نتيجه آن است كه عمل به اصل يا اماره ، در صورتى از مأمور به واقعى كفايت مىكند كه مخالفت آن با واقع كشف نشود . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 2 ، ص 219 . صدر ، محمد باقر ، المعالم الجديدة للاصول ، ج 2 ، ص 224 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 4 ، ص 247 .

اجزاى عمل اضطرارى

ر . ك : اجزاى مأمور به امر اضطرارى

اجزاى فعل اضطرارى

ر . ك : اجزاى مأمور به امر اضطرارى

اجزاى مأتي به امر ظاهرى

ر . ك : اجزاى مأمور به امر ظاهرى

اجزاى مأمور به

ر . ك : اجزا

اجزاى مأمور به امر اختيارى

ر . ك : اجزاى مأمور به امر واقعى .
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 82 | مركز اطلاعات و مدارك اسلامى