براساس حالت گذشته عمل مىنمايند ؛ ازاينرو ، در نظر عقلا ملاك ، وثوق و اطمينان است ، نه تعبد عقلايى بر عمل طبق حالت سابق .
برخى نيز اعتقاد دارند ملاك حجيت استصحاب اين است كه ثبوت در سابق موجب ظن به بقا در لاحق مىباشد .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 440 - 438 ) .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 14 ، ص ( 178 - 171 ) .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 4 ، ص 200 .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 6 ، ص 16 .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 331 .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 311 .
ملاك غيريت
معيار غيرى بودن احكام شرعى ملاك غيريت ، به معناى معيارى است كه وجود آن ، سبب غيريت احكام شرعى مىگردد .
در ملاك غيريت وجوب و ساير احكام ، اختلاف است ؛ برخى معتقدند ملاك غيرى بودن وجوب مثلا اين است كه بعث و تحريك اعتبارى به واجب ، به لحاظ واجب ديگر باشد ؛ يعنى به اين عنوان كه اين شىء مقدمه وجود واجب ديگر است ، به آن وجوب تعلق گرفته است نه به لحاظ خودش .
مرحوم « آخوند خراسانى » معتقد است ملاك غيريت اين است كه يا آن شىء ، عنوانى حسن نمىپذيرد يا اگر مىپذيرد ، در تعلق وجوب به آن شىء تأثير ندارد .
نيز ر . ك : ملاك نفسيت .
بروجردى ، حسين ، نهاية الاصول ، ص 181 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 281 .
محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 5 ، ص 252 .
ملاك قاعده استصحاب
ر . ك : اركان استصحاب
ملاك قاعده يقين
ر . ك : اركان قاعده يقين
ملاك مقدميت
معيار تحقق رابطه مقدّميت بين دو چيز ملاك مقدميت ، به معناى معيارى است كه وجود آن ، سبب تحقق رابطه مقدميت بين دو چيز مىگردد . براى وجود رابطه مقدميت دو امر لازم است :
1 . ميان دو چيز تغاير در وجود باشد ، خواه تغاير حقيقى يا اعتبارى ، مانند : طهارت كه مقدمه نماز است و وجود طهارت و نماز با يكديگر تغاير حقيقى دارند ، و يا مانند : اجزاى ماهيت و خود آن ( كل ) كه داراى دو وجود خارجى مستقل نمىباشد و تغاير آنها اعتبارى ( به شرط شىء و لا به شرط ) است ؛ يعنى اجزا ، نسبت به اجتماع ، لا به شرط ، و كل ، نسبت به اجتماع ، به شرط شىء مىباشد .
2 . وجود يكى بر وجود ديگرى متوقف باشد ؛ يعنى يكى بعد از ديگرى به وجود آيد ، مانند : طهارت كه اگر نباشد ، نماز نيز وجود پيدا نمىكند .
در كتاب « نهاية الافكار » آمده است :
« ان الملاك فى مقدمية شىء لشيء انما هو كون الشىء مما يتوقف عليه وجود الشىء و فى رتبة سابقة عليه . . . » . « 1 »
و همچنين در كتاب « منهاج الاصول » آمده است :
« و لازم ذلك ان يكون بينهما تعدد فى الوجود و التوقف بنحو تتخلل الفاء بينهما فيقال وجب فوجد فلا يدخل فى محل النزاع ما كان بينهما تلازم بنحو لا توقف بينهما . . . » . « 2 »
عراقى ، ضياء الدين ، مقالات الاصول ، ص 291 .
خمينى ، روح الله ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص 392 .
خمينى ، روح الله ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 206 .
ملاك نفسيت
معيار نفسى بودن حكم شرعى ملاك نفسيت ، به معناى معيارى است كه وجود آن ؛ سبب نفسيت حكم شرعى مىگردد .
درباره ملاك نفسيت وجوب و ساير احكام شرعى اختلاف است ؛ برخى معتقدند ملاك نفسى بودن وجوب مثلا اين است كه بعث و تحريك اعتبارى به واجب ، به لحاظ خودش باشد نه به جهت رسيدن به يك واجب ديگر ( كه آن واجب ديگر ، بدون وجود اين واجب ، نمىتواند تحقق پيدا كند ) .
مرحوم « آخوند خراسانى » معتقد است هرچند در آيات و روايات ، براى واجبهاى نفسى آثار و ويژگىهايى شمرده شده است ، مانند : «
إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ
» يا « الصلاة قربان كل تقى » ، اما ايجاب و الزام اين واجبها براى اين آثار و ويژگىها نيست بلكه براى عنوان حسنى است كه بر آنها منطبق است و اگر اين عنوان حسن به آنها ارائه شود ، آنها حكم مىكنند كه فاعل آن استحقاق مدح و تارك آن استحقاق ذم دارد ؛ بنابراين ، ملاك نفسى بودن نزد عقلا دو چيز است :
1 . داشتن عنوان حسن ؛ 2 . تعلق حكم وجوب بر عنوان حسن .
به خلاف واجبهاى غيرى كه در آنها اساسا عنوان حسن وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد ، در تعلق وجوب به موضوع تأثيرى ندارد .
محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 5 ، ص ( 246 - 243 ) و 252 .
هامش
( 1 ) . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 262 .
( 2 ) . عراقى ، ضياء الدين ، منهاج الاصول ، ج 1 ، ص 273 .