زهير المالكى ، محمد ابو النور ، اصول الفقه ، ج 3 ، ص 132 .
خبر عدل
ر . ك : خبر عادل
خبر غير مقطوع الصدور
خبر فاقد تواتر يا قرينه قطعآور خبر غير مقطوع الصدور ، خبرى است كه تعداد راويان آن به حد تواتر نرسد و قرينهاى نيز همراه آن نباشد كه موجب علم به صدور آن روايت از معصوم بشود ، مانند : خبر واحد . « 1 »
فضلى ، عبد الهادى ، مبادى اصول الفقه ، ص 27 .
خبر فاسق
خبر راوى فاقد ملكه عدالت خبر فاسق ، از اقسام خبر واحد و مقابل خبر عادل بوده و به خبرى گفته مىشود كه راوى و يا راويان آن اهل فسق بوده و داراى ملكه عدالت نباشند . ظاهرا اين اصطلاح ، از قرآن كريم اقتباس شده است كه مىفرمايد :
. . . إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا . . .
« 1 * »
مشهور معتقدند خبر فاسق حجت نيست ، زيرا دلايل حجيت خبر واحد آن را دربر نمىگيرد . ضمن اينكه عمده دليل آنها « آيه نبأ » است .
نكته :
در شرع ، فاسق به كسى اطلاق مىگردد كه يا مرتكب كبيره مىشود و يا بر انجام گناهان صغيره پافشارى دارد .
تهانوى ، محمد اعلى بن على ، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم ، ج 2 ، ص 1132 .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 169 .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 172 .
مجاهد ، محمد بن على ، مفاتيح الاصول ، ص 354 .
ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 2 ، ص 67 .
حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 3 ، ص 229 .
خبر متواتر
خبر نقل شده توسط راويان متعدّد در هر طبقه ، به تعداد قطعآور خبر متواتر ، روايتى است كه به تنهايى ( بدون وساطت عقل و بدون خبر دادن صادق امين به صدق آن ) افاده سكون و اطمينان خاطر مىنمايد و اين سكون خاطر برخاسته از نقل راويان متعددى ( در همه طبقات ) است كه تبانى و همدستى آنان بر جعل خبر و دروغپردازى عادتا محال مىباشد ، مثل علم به وجود شهر مكه ، براى كسى كه تاكنون به آن شهر نرفته است ، در صورتى كه چنين علمى ناشى از خبر دادن افراد زيادى باشد كه به آنجا رفته و از وجود چنين شهرى خبر آوردهاند .
خبر متواتر نزد همه گروهها و مذاهب اسلامى ، به جز شمار اندكى از آنها ، حجت است ، زيرا قطعآور بوده و حجيت قطع ، ذاتى آن است . از جمله اخبار متواتر ، حديث غدير و خبر ثقلين است .
نكته اول :
در اينكه تعداد راويان در هر طبقه بايد چند نفر باشد تا به خبرى « متواتر » گفته شود ، يا به عبارتى ، در اينكه ضابطه و معيار تواتر چيست اختلاف وجود دارد ؛ بعضى اين تعداد را پنج نفر و برخى تا پانصد نفر هم ذكر كردهاند ؛ ولى مشهور آن است كه تعداد خاصى ملاك نيست ، بلكه بستگى دارد به اينكه چه زمانى قطع به وجود مىآيد ؛ در بعضى اوقات با نقل پنج نفر قطع پديد مىآيد و گاهى با نقل صد نفر هم قطع به وجود نمىآيد ؛ بنابراين ، مىتوان گفت كه معيار در تواتر ، كثرت عددى راويان است ، اما تعداد مشخصى تعيين نشده و بستگى به عوامل مختلف دارد . « 1 - »
نكته دوم :
در اينكه خبر متواتر افاده يقين استنباطى مىكند يا استقرايى ، اختلاف است . « 2 »
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 68 .
مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 160 .
محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ص 163 .
محقق حلى ، جعفر بن حسن ، معارج الاصول ، ص 138 و 139 .
طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 194 .
فضلى ، عبد الهادى ، مبادى اصول الفقه ، ص 27 .
مجاهد ، محمد بن على ، مفاتيح الاصول ، ص 341 .
حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 3 ، ص 206 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص 132 .
رشاد ، محمد ، اصول فقه ، ص 204 .
ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ص 99 .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 270 .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 4 ، ص 327 .
علامه حلى ، حسن بن يوسف ، مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 199 .
سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 2 ، ص 329 .
زهير المالكى ، محمد ابو النور ، اصول الفقه ، ج 3 ، ص 125 .
موسوى بجنوردى ، محمد ، مقالات اصولى ، ص 28 .
بروجردى ، حسين ، نهاية الاصول ، ص 486 .
جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص 103 .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 4 ، ص 404 .
فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص 32 .
حيدر ، محمد صنقور على ، المعجم الاصولى ، ص 563 .
هامش
( 1 ) . جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص 164 .
( 1 * ) . حجرات ( 49 ) ، آيه 6 .
( 1 - ) . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ص ( 139 - 138 ) .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص ( 138 - 135 ) .