تكليف محتمل بوده و به اين معنا است كه مكلف در اصل توجه تكليف به خود شك داشته باشد ، و بر وجود يا عدم تكليف ، دليلى نداشته باشد ، مانند آنكه در زمان رؤيت هلال اول ماه ، شك مىكند كه آيا دعا خواندن در اين هنگام واجب است يا نه ، و يا براى مثال ، در حرمت يا عدم حرمت استعمال دخانيات شك مىكند .
نكته :
در موارد شك در تكليف ، بيشتر اصولىها مىگويند بعد از جستوجو و نااميد شدن از وجود دليل ، اصل عملى برائت جارى مىشود . ولى اخبارىها در شبهه وجوبى ، به احتياط و در شبهه تحريمى به برائت معتقد هستند .
در كتاب « كفاية الاصول » آمده است :
« لو شك فى وجوب شىء او حرمته و لم تنهض حجة عليه ، جاز شرعا و عقلا ترك الاول و فعل الثانى » . « 1 »
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 4 ، ص ( 30 - 29 ) .
مختارى مازندرانى ، محمد حسين ، فرهنگ اصطلاحات اصولى ، ص 219 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 4 ، ص 439 .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ص 186 .
تكليف مظنون
تكليف محتمل با رجحان احتمال وجود آن تكليف مظنون ، تكليفى است كه مكلف به اشتغال ذمه خود به آن ظن دارد ؛ يعنى احتمال قوى احتمالى كه از شك بالاتر و از اطمينان پايينتر است مىدهد كه تكليفى متوجه او شده است .
اگر چنين ظنى از طريق امارات معتبر ، مثل خبر واحد ثقه ، به دست آيد در حكم قطع است ، و گرنه در حكم شك بوده و مجراى اصل عملى مىباشد .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 35 .
تكليف معدومين
شمول تكليف نسبت به افراد غير موجود در زمان خطاب تكليف معدومين ، به معناى تكليف كردن كسانى است كه در زمان خطاب شارع هنوز به دنيا نيامدهاند .
در مسئله تكليف به معدومين ، ميان علما اختلاف است كه آيا خطابهاى شفاهى مانند «
يا أَيُّهَا النَّاسُ *
» و «
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا *
» به مشافهين و موجودين در مجلس خطاب اختصاص دارد يا عموميت داشته و شامل غايبين و معدومين هم مىشود ؛ برخى همچون « مرحوم ميرزاى قمى » معتقدند خطابهاى قرآن ، شفاهى و مختص موجودين است ؛ يعنى مقصود به افهام از چنين خطابهايى ، كسانى هستند كه در آن زمان حاضر بودهاند . « 1 * »
عدهاى ديگر از اصوليون مانند مرحوم « شيخ انصارى » ، « آخوند خراسانى » ، « ميرزاى نايينى » و « مظفر » بر اين اعتقادند كه از طريق آيات ، روايات و اجماع علما ثابت گرديده كه تكاليفى كه در قرآن بيان شده ، عموميت داشته و به حاضران اختصاص ندارد .
عراقى ، ضياء الدين ، منهاج الاصول ، ج 2 ، ص ( 308 - 306 ) .
عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 2 ، 1 ، ص 536 .
سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 2 ، ص 345 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 267 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 141 .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، 2 ، ص 137 .
ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص ( 403 - 398 ) .
خضرى ، محمد ، اصول الفقه ، ص 101 .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 3 ، ص 583 .
تكليف معلوم
تكليف ثابت به علم يا ظنّ معتبر تكليف معلوم ، تكليفى است كه مكلف نسبت به اشتغال ذمه خود به آن علم وجدانى يا تعبدى دارد ؛ به بيان ديگر ، تكليفى كه مكلف دليل قطعى ( علم ) يا ظنى معتبر ( علمى ) بر اثبات آن داشته باشد ، تكليف معلوم نام دارد .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 131 .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 5 ، ص 24 .
تكليف معلوم اجمالى
تكليف به امر مردد ميان دو يا چند چيز تكليف معلوم اجمالى ، مقابل تكليف معلوم تفصيلى بوده و به اين معنا است كه مكلف ، به تكليف خود ، علم آميخته با ترديد دارد ؛ يعنى به نوع تكليف ، علم داشته ولى در تعيين مصداق آن ترديد دارد ؛ مثل اينكه مكلف مىداند يكى از دو ظرف آب ، نجس است ، اما نمىداند بهطور مشخص كدام نجس است .
نكته :
در تكليف معلوم اجمالى ، گاهى ترديد بين متباينين ، و گاهى بين اقل و اكثر است .
روحانى ، محمد ، منتقى الاصول ، ج 5 ، ص 78 .
خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 2 ، ص 344 .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 66 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 4 ، ص 137 .
تكليف معلوم به اجمال
ر . ك : تكليف معلوم اجمالى
هامش
( 1 ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 385 .
( 1 * ) . ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 229 .