تقليد افضل
ر . ك : تقليد اعلم .
تقليد انسدادى
تقليد از مجتهد قائل به انسداد باب علم و علمى در احكام شرعى تقليد از مجتهدى كه باب علم و علمى را نسبت به احكام شرعى بسته مىداند ، تقليد انسدادى نام دارد .
بر تقليد از مجتهد انسدادى اشكال عمدهاى وارد است و آن اين كه ادله جواز تقليد شامل آن نمىشود ، چون ادله مذكور ، بر جواز رجوع جاهل به عالم دلالت مىكند نه رجوع به جاهل ، درحالىكه مجتهد انسدادى ، اعتراف مىكند كه من نسبت به احكام ، عالم نيستم .
نكته :
تقليد از مجتهد انسدادى محل اشكال است ، چه به حجيت ظن انسدادى ، بنا بر مبناى كشف معتقد باشيم و چه بنا بر مبناى حكومت ؛ يعنى خواه بعد از تمام بودن مقدمات انسداد ، عقل كشف كند كه شارع در چنين وضعى ، ظن انسدادى را يك حجت شرعى قرار داده ( كشف ) ، و خواه بعد از تماميت مقدمات انسداد ، عقل بهطور مستقل به حجيت ظن انسدادى حكم كند ( حكومت ) .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 531 - 530 ) .
حايرى ، عبد الكريم ، درر الفوائد ، ص ( 694 - 693 ) .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 6 ، ص ( 340 - 336 ) .
تقليد بدوى
ر . ك : تقليد ابتدايى
تقليد حى
تقليد در احكام شرعى از مجتهد زنده تقليد حى ، مقابل تقليد ميت و به معناى تقليد از مجتهد زنده مىباشد . ميان دانشمندان اسلامى اختلاف است كه آيا حيات ( زنده بودن ) از شرايط مفتى و مجتهد است يا نه ؛
1 . معروف نزد اصوليون و فقهاى شيعه ، اشتراط حيات مفتى و مجتهد است بهطور مطلق ( در تقليد ابتدايى و استمرارى ) ؛
2 . اصولىها و فقهاى اهل سنت و اخبارىها و برخى اصوليون شيعه مطلقا ( چه در تقليد ابتدايى و چه در استمرارى ) به عدم اشتراط حيات مفتى و مجتهد معتقد هستند ؛
3 . برخى ديگر از اصوليون ، بين تقليد ابتدايى و استمرارى تفصيل دادهاند .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 6 ، ص 418 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 545 - 544 ) .
حايرى ، عبد الكريم ، درر الفوائد ، ص 703 .
خمينى ، روح اللّه ، الرسائل ، ج 2 ، ص ( 159 - 150 ) .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، مجموعه رسائل فقهى و اصولى ، ص 69 .
خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 3 ، ص 448 .
ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 2 ، ص ( 129 - 128 ) .
صاحب معالم ، حسن بن زين الدين ، معالم الدين و ملاذ المجتهدين ، ص 248 .
تقليد در اصول عقايد
تقليد از مجتهد ، در اصول اعتقادات تقليد در اصول عقايد يا اصول دين ، مقابل تقليد در فروع دين بوده و به اين معنا است كه شخص در امور اعتقادى ، نظر و رأى ديگرى را از روى تعبد و بىدليل پذيرفته و به آن ملتزم شود ، مانند آنكه در اعتقاد به توحيد و يا معاد از مجتهدى تقليد نمايد .
نظريه مشهور اصوليون و ديگر علماى اسلام آن است كه در اصول عقايد ، تقليد جايز نيست .
نكته :
بعضى معتقدند همان گونه كه در اصول اعتقادى تقليد جايز نيست ، در فروعات فقهى هم جايز نيست ، اما بايد گفت كه مسائل اصول دين محدود و معدود بوده و تحصيل علم درباره آنها هرچند به صورت اجمال - ممكن و آسان مىباشد ، به خلاف مسائل فرعى كه فراوان بوده و اجتهاد درباره آنها براى بسيارى از مجتهدان نيز تا آخر عمر ميسر نمىشود ، تا چه رسد به توده مردم .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 8 ، ص 531 .
مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 218 .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 18 .
اصفهانى ، محمد حسين ، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية ، ص 412 .
علامه حلى ، حسن بن يوسف ، مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 246 .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 284 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 6 ، ص 386 و 402 .
بروجردى ، محمد ، مبانى حقوق اسلامى ( مختلف الاصول ) ، ص 192 .
محقق حلى ، جعفر بن حسن ، معارج الاصول ، ص 199 .
ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 2 ، ص ( 164 - 160 ) .
تقليد در فروع
ر . ك : تقليد .
تقليد صحابى
تقليد از صحابه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تقليد صحابى ، به معناى پيروى كردن تابعين و كسانى كه بعد از آنها مىآيند ، از آراى صحابه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در احكام شرعى فرعى است .
در حقيقت ، اين بحث برگرفته از بحث حجيت مذهب صحابى است ، زيرا كسانى كه مذهب صحابى را حجت مىدانند ، اعتقاد دارند ديگران بايد نظر آنها را بپذيرند ، هرچند ميان خود اين گروه نيز اختلاف است :
برخى بر اين باورند كه اگر صحابى اهل فتوا باشد و صحابى